گنجور

غزل ۲۶۳

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود

وآن چنان پای گرفته‌ست که مشکل برود

دلی از سنگ بباید به سر راه وداع

تا تحمل کند آن روز که محمل برود

چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم

که اگر راه دهم قافله بر گل برود

ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست

همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود

موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست

که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود

سهل بود آن که به شمشیر عتابم می‌کشت

قتل صاحب نظر آن است که قاتل برود

نه عجب گر برود قاعده صبر و شکیب

پیش هر چشم که آن قد و شمایل برود

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود

گر همه عمر نداده‌ست کسی دل به خیال

چون بیاید به سر راه تو بی‌دل برود

روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری

پرده بردار که هوش از تن عاقل برود

سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود

حیف باشد که همه عمر به باطل برود

قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر

مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برگ سبز » شمارهٔ ۲۵۵ » (شور) (۱۲:۲۰ - ۰۰:۰۰) نوازندگان: عبادی، احمد (‎تار) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » راه خیال – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی – اجرای خصوصی در ابوعطا به تاریخ ۲ شهریور ۱۳۶۵ - مونیخ، منزل دکتر خادمی

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 515 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 750

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۳۶ نوشته:

سلام
در بیت سوم این هم ذکر شده و به نظرم این هم معنی درست و خوبی دارد، باز اساتید اظهار نظر کنند، هرچند نسخه فروغی هم به شکل بالا نوشته.
اشک حسرت به سرانگشت فرو می‌گیرم
که اگر راه دهم قافله در گل برود

 

نوشین در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۳۴ نوشته:

در بیت سوم، مصرع اول را در جایی دیگر چنین خوانده بودم
اشک حسرت به سرانگشت فرو می گیرم

 

علی از شیراز در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

با سلام
در بیت نهم، مصرع دوم «بباید» آمده که به نظر می رسد «بیاید» بهتر است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

رضا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ نوشته:

روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری
پرده بردار که هوش از سر عاقل برود

 

زمانی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

سلام
معنی مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود چیه؟
ممنون

 

کسرا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۳ نوشته:

به زودی قراره به شیراز برم... قصد دارم اول به زیارت حضرت سعدی و سعدیه برم و بعد حضرت حافظ... سلام همه ی شما دوستداران این بزرگواران را خدمتشان میرسانم... با بیت اول این شعر میشه 1 عمر عاشق بود...

 

کسرا در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۷ نوشته:

اجرای ساز و آواز این شعر با همکاری هنرمندان شجریان _ عبادی _ جلیل شهناز و حسن ناهید در دستگاه شور در برنامه شماره ی 255 گلهای رنگارنگ

 

ستاره در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۵ نوشته:

سعدی، در تضاد با بیت اول همین غرل، بیت دیگری داره:
گفتم اگر نبینمت مهر فراموشم شود
می‌روی و مقابلی، غایب و در تصوری
...

 

حامد امجدیان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۲ نوشته:

با درود این شعر زیبا رو استاد بزرگوار و یکتا محمدرضا شجریان در البوم خصوصی به نام راه خیال با همراهی زنده یاد استاد ویولن نوازی حبیب الله بدیعی در نهایت زیبایی خوندن .
امید است که دوستان عزیز با تمام وجود گوش کنن .

 

۷ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۱۹ نوشته:

https://www.youtube.com/watch?v=po_tJwxWRMk
بزم خصو صی استاد حبیب الله بدیعی و استاد شجریان در المان سال 65

 

۷ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۲۵ نوشته:

موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست
که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
شجریان میخواند:
موجم این بار چنان کشتی طاقت بشکست
که درست تر مینماید.

 

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۱ نوشته:

جناب زمانی
بنده انسان عالمی نیستم که بدون کم وکاست تفسیر کنم در حد فهم خودم :
مانده به نظرم انسان در راه مانده (غریب ) مدنظر بوده
و خب شاید منظور استاد سخن این بود که کسی که غریبه خواب و خیال راحت نداره تا وقتی که به منزل (خونه ی خودش ) برسه
همون جمله ی امروزی : هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه

 

حامد در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۴ نوشته:

سلام بر اقای زمانی
مانده آسوده بخوابد چو به منزل برود
مانده=خسته
من سالهاست که از خراسان دور هستم ولی تا اوایل دهه شصت که اونجا بودم در غالب مناطق روستایی در محاورهها بجای کلمه خسته کلمه مانده مورد استفاده واقع میشد لذا معنی مصرع میشود:
خسته آسوده بخوابد چو به منزل برود

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.