گنجور

غزل ۱۵۰

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش می‌روی به تنها تن‌ها فدای جانت

مدهوش می‌گذاری یاران مهربانت

آیینه‌ای طلب کن تا روی خود ببینی

وز حسن خود بماند انگشت در دهانت

قصد شکار داری یا اتفاق بستان

عزمی درست باید تا می‌کشد عنانت

ای گلبن خرامان با دوستان نگه کن

تا بگذرد نسیمی بر ما ز بوستانت

رخت سرای عقلم تاراج شوق کردی

ای دزد آشکارا می‌بینم از نهانت

هر دم کمند زلفت صیدی دگر بگیرد

پیکان غمزه در دل ز ابروی چون کمانت

دانی چرا نخفتم تو پادشاه حسنی

خفتن حرام باشد بر چشم پاسبانت

ما را نمی‌برازد با وصلت آشنایی

مرغی لبق تر از من باید هم آشیانت

من آب زندگانی بعد از تو می‌نخواهم

بگذار تا بمیرم بر خاک آستانت

من فتنه زمانم وان دوستان که داری

بی شک نگاه دارند از فتنه زمانت

سعدی چو دوست داری آزاد باش و ایمن

ور دشمنی بباشد با هر که در جهانت

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسین علیشاپور » تنها » تنها

برگ سبز » شمارهٔ ۲۴۵ » (سه گاه) (۱۰:۱۳ - ۱۳:۴۶) نوازندگان: عبادی، احمد (‎سه‌تار) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) ; سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: خوش می روی به تنها تنها فدای جانت

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 473 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 525 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 691

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کسرا در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۴ نوشته:

بسیاااار زیباست

 

مهدی جمشیدی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۷ نوشته:

بیت دوم :
در آینه نظر کن تا خویشتن ببینی
کز حسن خود بماند انگشت در دهانت

 

سیده فاطمه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۳ نوشته:

جااانم جانم سعدی

 

۷ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۸ نوشته:

معین:آب زندگانی ؛ گویند چشمه ای است در ظلمت که هر از آن بنوشد عمر جاودان پیدا می کند، اسکندر و خضر به دنبال آن رفتند، خضر از آن آب نوشید و عمر جاودان یافت . 2 - نوعی از شراب آمیخته به ادویة تند، ماءالحیات . 3 - نوعی از مهره ها به رنگ زرد که زنان از آن دستبند و مانند آن سازند. 4 - دهان معشوق . 5 - سخن گفتن معشوق .
سنایی:
سکندر رفت لیکن جست بهره
ز آب زندگانی خضر و الیاس
نظامی:
هنوزم آب در جوی جوانی است
هنوزم لب پُر آب زندگانی است .

 

۷ در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۹ نوشته:

دانی چرا نخفتم تو پادشاه حسنی
خفتن حرام باشد بر چشم پاسبانت
بجای نخفتم باید نخسبم باشد که نشان دهنده ادامه بیخوابی است نه اینکه بیخوابی به پایان رسیده

 

جانان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ نوشته:

فدات شم سعدی جان

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.