گنجور

 
سعدی شیرازی
 

چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت

آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت

در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه وصلت

تو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت

گر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگویی

سخن تلخ نباشد چو برآید به دهانت

نه من انگشت نمایم به هواداری رویت

که تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت

در اندیشه ببستم قلم وهم شکستم

که تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت

سرو را قامت خوبست و قمر را رخ زیبا

تو نه آنی و نه اینی که هم اینست و هم آنت

ای رقیب ار نگشایی در دلبند به رویم

این قدر بازنمایی که دعا گفت فلانت

من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم

گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت

سعدیا چاره ثباتست و مدارا و تحمل

من که محتاج تو باشم ببرم بار گرانت

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رسته در ‫۱۳ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷، ساعت ۰۳:۵۲ نوشته:

بیت 5
غلط : به یانت
درست : بیانت
---
پاسخ: جایگزینی مطابق نظر شما انجام شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
arsham در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۵ نوشته:

لطفا معنی دقیق مصراع دوم بیت اول را بنویسید
متشکرم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
... در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۰ نوشته:

اگر اشتباه نکنم:
آه اگر دستم مانند کمربند به کمرت می رسید...
«م» در کمرم مضاف الیه برای دست میشه.
سعدی جای دیگه ای همین مفهوم رو آورده:
صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر / بینم که دست من چو کمر در میان توست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس ، ن در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۲ نوشته:

ببخشایید جسارتم را
آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت، درین ماناست:
چه می شد اگر مرا دست به میانت می رسید چون کمر بند.
میم را می توان ” مرا “ تلقی کرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۵ نوشته:

"برخی" در بیت یکی مانده به پایان به معنی" قربانی" یا "فدایی" است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۵ نوشته:

دوستان، در بیت "من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم/ گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت"، جایی خواندم که به جای "گر تو باشی"، "گر تو خواهی" آمده بود که معنی ساده‌تری دارد.کدام درست است؟اگر صورت کنونی -گر تو باشی- درست است، مصرع دوم به چه معناست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۶ نوشته:

اگر در این بیت :"من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم/ گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت"، صورت کنونی -گر تو باشی- درست باشد،شاید "که" به معنی "ولی" و " اما" باشد، چنانچه در جای دیگری سعدی فرموده "ای رقیب این همه سودا مکن و جنگ مجوی / برکَنَم دیده که من دیده از او برنکَنم".این معنی قدیمی برای "که" در لغت‌نامه دهخدا آمده است.در این صورت شاید معنی "گر" نیز در اینجا "همانا" و " که" باشد (باز این معنی در لغت‌نامه آمده است)؛ مجموعن شاید معنی بیت این شود که " تصمیم دارم در همه عمر برایت دعا کنم که تو باشی ولی من نباشم،تن من فدای جان تو باد".

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۰ نوشته:

البته در اینکه لغت‌نامه دهخدا منبع این معانی باشد کاملن مطمئن نیستم،دسترسی مستقیم به لغت نامه دهخدا ندارم و از دیگر منابع موجود در اینترنت بهره بردم.اگر لغزشی دراین‌باره هست از صاحبنظران عذر‌می‌خواهم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۴ نوشته:

آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت
منظور سعدی بزرگ این است که عشق چونان دریایی است که به میانه کمرم رسیده است و دارم در دریای عشقت غرق می شوم و کاش دست من نیز به میانه تو می رسید
این هم شاهدی از سعدی:
ضرورتست که روزی به کوه رفته ز دستت
چنان بگرید سعدی که آب تا کمر آید
امیدوارم منظورم را درست رسانده باشم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.