سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
دل شوریده می نالید و ناقوس برهمن هم
نه ای هم چشم من، ای شمع محفل گریه کمترکن
سرشک از دیده می بارید با من ابر بهمن هم
تماشای گل و سنبل فریبد کی نگاهم را؟
که چشمی می توانم آب داد از دود گلخن هم
شب و روز دگر می بایدم از زلف و رخسارش
شب تاریک در یادش گذشت و روز روشن هم
به محشر می برم سرمایه، زهرآلود پیکانی
که چشم التفاتی داشت تیرش با دل من هم
بن هر لخت سنگ از خوش نشینان می دهد یادی
پریشان سایه های بید در دامان گلشن هم
محال است اینکه از افسانه با خواب آشنا دارد
به راهت دیدهٔ حیرت نگاهان، چشم روزن هم
فراغت گوشه ها داریم، هر جا خوش کنی بنشین
دل خالی ز غیر و دیدهٔ پاکیزه دامن هم
غبار رهگذارت گشتم و از سرگرانیها
نیفشاندی کف خاک مرا در چشم دشمن هم
تو تا رفتی ز گلزار، ای بهار کام بخشیها
پریشان طره سنبل شد، گریبان پاره سوسن هم
حزین انصاف اگر باشد چرا گل واکند گوشی؟
نیم خاموش گشت و عندلیبان نوازن هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و غمناک شاعر میپردازد. او در حالتی از اندوه و اشک، دلش را مینالد و از حوادثی که در زندگیاش رخ داده، به درد و رنج از جدایی اشاره میکند. او به زیباییهای عالم (گل و سنبل) اشاره میکند اما میگوید که این زیباییها نمیتوانند او را فریب دهند چرا که دلش از غم عشق پر است. شاعر یادآور میشود که عشق و جدایی چقدر میتواند عذابآور باشد و با بیتابی به یاد محبوب خود میافتد. او همچنین به سرنوشت خود و چگونگی گذران روزها فکر میکند و از غبارهایی که در مسیرش پیدا کرده میگوید. در نهایت، او از درد جدایی و تأثیر آن بر زندگی خود مینالد و اشاره میکند که زیباییهای زندگی نمیتوانند کمکی به التیام زخمهایش کنند.
هوش مصنوعی: در صبح، اشکام به شدت جاری بود و آههایم مانند نالهای بلند به گوش میرسید. دل ناآرامم نیز میگریست و صدای ناقوس به هم میخورد.
هوش مصنوعی: ای علاقه و عشق من، ای روشنایی جمع، کمی از اشک بریز، که با من ابر بهمن هم باران میبارد.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به گل و سنبل چقدر فریبنده است، اما چشمم چنان بی قرار است که حتی از دود گلخانه هم نمیتواند سیراب شود.
هوش مصنوعی: باید هر شب و روز به یاد زلف و چهرهاش باشم؛ انگار که شب تاریک در خاطرم ماند و روز روشن هم.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، من داراییام را به همراه خود میبرم، سلاحی سمی که نگاه مهربانش تیرش به قلب من اصابت کرده است.
هوش مصنوعی: هر سنگی که در یک مکان خوشآب و هوا وجود دارد، یادآور خاطراتی آشفته است. سایههای درخت بید در دل گلزار نیز به این یادآوری کمک میکند.
هوش مصنوعی: این امکان ندارد که خواب و افسانه با هم آشنا باشند و در مسیر تو، چشمانی حیران به تو خیره شده باشند، حتی چشمهای روز هم.
هوش مصنوعی: ما در فضایی آرام و بیسروصدا قرار داریم، هرکجا که بخواهی میتوانی بنشینی. دل ما از هر چیز دیگری خالی است و چشمانمان نیز پاک و بیآلایش است.
هوش مصنوعی: من به قدری تحت تاثیر گذر تو قرار گرفتم که حتی از دل مشغولیها و شلوغیها هم نتوانستم مانع دیدن خاک خود در چشمان دشمن شوم.
هوش مصنوعی: وقتی تو از باغ گل رفتی، ای بهار که دلها را شاد میکنی، موهای پیچیده سنبل به هم ریخت و حتی لباس سوسن هم پاره شد.
هوش مصنوعی: اگر انصاف وجود داشته باشد، چرا گل به ناله و فریاد برنمیخیزد؟ گل به آرامی خاموش میشود و بلبلان به نوازش و آواز میپردازند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
کمند عقل بگسستی لجام نقس توسن هم
به دامن می نهفتم گریه ناگه مست بگذشتی
شدم رسوا من تر دامن و صد چاک دامن هم
تو ناوک می زنی بر جان و جان من همی گوید
[...]
ز هجرت ای مَهِ بیمهر دل نابود شد تن هم
چه بودی گر بدان دو رفته همره بودمی من هم
اگر میرم نخواهم دوخت زخم تیغ آن قاتل
ز مریم رشته گر آرند و از عیسیش سوزن هم
ز عشق صد گره در کار بود از هجر یار اینک
[...]
بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم
ز پند دوست فارغ گشتم و از طعن دشمن هم
دلا، صبری کن و زین سال مرو هر دم بکوی او
کزین بی طاقتی آخر تو رسوا می شوی، من هم
ازین غیرت که: ناگه سایه او بر زمین افتد
[...]
خوش آن مستی که باشد دوست پند آموز و دشمن هم
ملامت ذره وار از در درون آید، از روزن هم
هجوم گریه لختی داد بیرون از دل گرمم
که جوی دیده آتش خیز شد، دریای دامن هم
شود گل خار ره، گر همره صدقی و گر بی او
[...]
به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
چه خوش بودی اگر بودی در آن کو مسکن من هم
مگو ای باغبان وصف گل و گلشن که بی آن گل
نه سیر گل هوس دارد دلم نه گشت گلشن هم
چنین کز درد هجران زار می گریم عجب نبود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.