دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
خون گشته قطره قطره ز مژگان چکیده باد
جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل
خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد
تن هم نمیکشد ز رهت پا بگفت من
کز سر کشی به دار سیاست کشیده باد
تو قبلهٔ رقیبی و من در سجود تو
کز بار مرگ پشت امیدم خمیده باد
با آن که میبری همه دم نام مدعی
نام تو میبرم که زبانم بریده باد
با آن که غیر دامن وصلت گرفته است
من زندهام که جیب حیاتم دریده باد
گر مرغ روحم محتشم از باغ روی تو
دل برندارد از چمن تن پریده باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عواطف عشق و دردهای ناشی از جدایی سخن میگوید. او دلش به سوی معشوق متمایل شده و قطرات اشک او به مانند باران میچکد. احساس میکند که جانش به خاطر عشق درگیر درد و رنج شده است و در وضعیتی پر از ناامیدی و ذلت به سر میبرد. با وجود رقابت و جدایی، نام معشوق را بر زبان میآورد و همچنان بر عشق خود پایبند است. شاعر در نهایت به وضعی ادبی و شاعرانه از روح خود اشاره میکند که همچنان به یاد معشوق است.
هوش مصنوعی: دل به محبت تو تمایل پیدا کرد، که مانند چشمی سیاه و غمگین، اشکها مانند قطرههای خون از مژگانم چکیده است.
هوش مصنوعی: جان من هم تحت تأثیر دل شده و به خاطر مرگ، همچون خار، در تأثیر بیفایدهٔ چرخش دنیا درگیر شده است.
هوش مصنوعی: تن (بدن) نیز از عشق تو رنجی نمیبرد، زیرا من به خاطر خویشتنداری و حکمت نادانی، به چوبهی دار سیاست (قدرت) سپرده شدهام.
هوش مصنوعی: تو همچون قبلهای برای رقیب من هستی و من در حال عبادت تو هستم، بهطوری که بار گران مرگ باعث شده است که پشت من خم شده باشد.
هوش مصنوعی: هرچند تو هر لحظه در قلبم دلتنگی و عشق را میربایی و نام رقیب را میبرم، اما من همچنان نام تو را بر زبان میآورم، ای کاش زبانم برای این عشق خاموش میشد.
هوش مصنوعی: هرچند دیگران به وصل تو دست یافتهاند و از آن بهرهمند شدهاند، من زندهام و هنوز وجود دارم، حتی اگر زندگیام به شدت دشوار و پارهپاره باشد.
هوش مصنوعی: اگر روح من، محتشم، از زیبایی تو دلزده شود، بهتر است که از گلزار جسم من پرواز کند و دیگر در این عالم نماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صیّت چو نور بهمه جا رسیده باد
در سایۀ تو جان جهان آرمیده باد
طفل امل که شیر مروّت غذای اوست
بر دامن صنایع تو پروریده باد
خاک سم سمند ترا تکیه گاه ناز
[...]
در باغ دولتت گل شادی دمیده باد
بر درگهت نسیم سعادت وزیده باد
هرکو نخواهدت چو سمن تازه روی و شاد
همچون بنفشه چهره کبود و خمیده باد
ور غنچه را ز مهر تو آکنده نیست دل
[...]
بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
گویم اگر بجز تو زبانم بریده باد
گر جز به دام زلف تو گیرد دلم قرار
از دام جسم طایر روحم پریده باد
بندم اگر به دلبر دیگر بجز تو دل
[...]
تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
شوخی ز حد گذشت زبانم بریده باد
گر رفته ام ز کوی تو آسان نرفته ام
این قصه از زبان عزیزان شنیده باد
مردن ز رازداری شوقم نجات داد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.