تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
شوخی ز حد گذشت زبانم بریده باد
گر رفته ام ز کوی تو آسان نرفته ام
این قصه از زبان عزیزان شنیده باد
مردن ز رازداری شوقم نجات داد
صد رنگ لاله زار ز خاکم دمیده باد
نغزی و خودپسند ببینم چه می کنی؟
یارب به دهر همچو تویی آفریده باد
بر روی و موی پرتو بینش نتافته ست
در عرض شوق دیده طلبکار دیده باد
آتش به خانمان زده ای خواست صرصری
گفتم نسیم گفت به گلشن وزیده باد
مرگم امان دهاد که از شوق برخورم
این شعله همچو خون به رگ خس دویده باد
ذوقی ست همدمی به فغان بگذرم ز رشک
خار رهت به پای عزیزان خلیده باد
چون دیده پای تا به سرم تشنه کسی ست
دل خون شواد و از بن هر مو چکیده باد
غالب شراب قندی هندم کباب کرد
زین بعد باده های گوارا کشیده باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و دردناک خود را از عشق و جدایی بیان میکند. او از تیزی تیغ عشق صحبت میکند که تا گلویش رسیده و نشاندهنده شدت احساساتش است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر از کوی معشوق رفته، این کار آسان نبوده و این داستان را از دیگران شنیده است. او معتقد است که رازدار بودنش در عشق او را نجات داده، و از زیباییهای زندگی به عنوان رنگهای شاداب و لالهزار یاد میکند.
شاعر همچنین به توصیف یار خود میپردازد و از ناکامیها و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید، و از حسادت و آرزوهایی که در دل دارد، ابراز نارضایتی میکند. او در نهایت به نوشیدن شراب به عنوان تسکینی برای دردهایش اشاره میکند و آرزو میکند که بادههای گوارا به زندگیاش بیفزایند. به طور کلی، شعر عاطفی و پر از احساسات عاشقانه و دلشکستگی است.
هوش مصنوعی: تیغ تو از سر تا گلویم رسیده و شوخیهایت دیگر تبدیل به جدی شده است، زبانم را بریده و نمیتوانم چیزی بگویم.
هوش مصنوعی: اگر از کوی تو رفتهام، اما رفتن من آسان نبوده است؛ این داستان را از زبان عزیزان شنیدهام.
هوش مصنوعی: شوق من به رازداری باعث نجاتم شد؛ بادی که از خاکم وزیده، رنگهای مختلفی را از لالهزار به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: نگاه کن که ای خدا، این فرد خودپسند و مغرور چه کارهایی میتواند بکند؟ ای کاش در دنیا هرگز کسی مانند او آفریده نمیشد.
هوش مصنوعی: روی و موی او نور و زیبایی خاصی دارد که مانند پرتوهای آفتاب میدرخشد. در کنار این زیبایی، چشمانش پر از اشتیاق و طلبی است که نشاندهندهی نیاز و آرزوی شدید اوست.
هوش مصنوعی: تو آتش بر افروختهای در خانهام، و گفتم که طوفانی وزیده است، اما او گفت که فقط نسیم ملایمی به گلستان آمده است.
هوش مصنوعی: مرگ مرا رهایی بخشد تا از شوق و شادمانی جان بگیرم. این شعله مانند خونی است که در رگهای گل سرخ میجوشد و به شوق زندگی افزوده میشود.
هوش مصنوعی: دوستی همراهی میکند که از روی غم و اندوه، از شرم و حسادت نمیتوانم به راحتی از راهی که تو میروی عبور کنم، به یاد آن عزیزانی که دلم را به درد میآورد و پایم را درگیر کردهاند.
هوش مصنوعی: چشمم به دنبال کسی است که از سر تا پا وجودم را تشنه کرده است، و این دل من به شدت درد میکشد و از هر موی من احساس میشود که اندوه و حسرت سرازیر شده است.
هوش مصنوعی: زیاده روی در نوشیدن شراب شیرین هندی، باعث خشم و عذابم کرد. از این پس، بادههای خوشمزه و لذتبخش را به یاد خواهم آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صیّت چو نور بهمه جا رسیده باد
در سایۀ تو جان جهان آرمیده باد
طفل امل که شیر مروّت غذای اوست
بر دامن صنایع تو پروریده باد
خاک سم سمند ترا تکیه گاه ناز
[...]
در باغ دولتت گل شادی دمیده باد
بر درگهت نسیم سعادت وزیده باد
هرکو نخواهدت چو سمن تازه روی و شاد
همچون بنفشه چهره کبود و خمیده باد
ور غنچه را ز مهر تو آکنده نیست دل
[...]
دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
خون گشته قطره قطره ز مژگان چکیده باد
جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل
خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد
تن هم نمیکشد ز رهت پا بگفت من
[...]
بینم اگر به جز تو زیانم بدیده باد
گویم اگر بجز تو زبانم بریده باد
گر جز به دام زلف تو گیرد دلم قرار
از دام جسم طایر روحم پریده باد
بندم اگر به دلبر دیگر بجز تو دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.