گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

گل در قرق عرق کند از شرم روی تو

صافی به کوچها دود از جستجوی تو

در شانه دید موی تو صافی و زان زمان

برسینه سنگ می‌زند از شوق موی تو

بر پای سرو و بید نهد روی هر نفس

صافی ز حسرت و هوس قد و روی تو

مشکین کند کنار و لبش هر به مدتی

آن باد مشک بیز که اید ز سوی تو

صافی به جای آب روانها کند نثار

بر دست آنکه آب زند خاک کوی تو

دستش به جان نمی‌رسد، ار نی به جای آب

می‌کرد جان خویشتن اندر گلوی تو

روزی بنه به خوردن می‌پای در قرق

تا ما به سر کشیم چو صافی کدوی تو

کی کردمی من از لب صافی حدیث؟ اگر

وقتی برو دهان ننهادی سبوی تو

تو در مراغه فارغ و صوفی به نوبهار

در خاک و خون مراغه‌زنان ز آرزوی تو

بر ما تو بسته در چو قرق سال و ماه و ما

سر در جهان نهاده چو صافی به بوی تو

صافی ز سنگ تفرقه فریاد می‌کند

مانند اوحدی، که بنالد ز خوی تو

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی لاهیجانی در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۱ نوشته:

آن باد مشک بیز که *آید* ز سوی تو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی لاهیجانی در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۴ نوشته:

شعر عجیبیه...
تقریبا تو همه بیت‌هاش «صافی» هست. این صافی کیه یا چیه؟ قرق؟ مراغه؟ من که چیزی نفهمیدم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۰ نوشته:

صافی ادم ساده دل و پاک باشد
مراغه غلتیدن می باشد مثلا ایشان بی خاک مراغه می کنند یعنی بی اب شنا می کنند و بی ساز می رقصند
قرق جایگاهی است که کسان نتوانند وارد ان گردند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۲ نوشته:

مراغه به معنی غلتیدن عربی است اما در فرهنگ های عربی نمی باشد زیرا از برساخته های ایرانیان است و به این معنی از دیگر باب ها عربی ان وجود دارد اما مراغه که نام شهری در اذربایجان است و شهر مهمی در تاریخ بوده است یکی اینکه یک نپایشگاه ( رصد خانه) داشته مدتی مرکز فرمان دهی هولاکو خان بوده است و خود اوحدی و کسی بنام نازکی مراغه ای زباناوران ان دیار بوده اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۷ نوشته:

بیختن هم معنی افشاندن میدهد در مشک بیز مثلا و هم معنی الک کردن و غربال و کردن به لری لغت بد بیز هنوز کاربرد دارد یعنی کسی که سلیقه خوراکی بدی دارد و بد گزین است که می دانیم گزیدن با غربال کردن که نوعی گزیدن است پیوند دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۸ نوشته:

علی جان بیزنده را هم از بر کن یعنی فیلتر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد وفاپور در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۵ نوشته:

من اهل مراغ هستم و مقبره اوحدی مراغه ای همینجاست. تاریخ مراغه هم بسیار بلند است.
از وسط شهر تاریخی مراغه رودی میگذرد به اسم "صوفی چای" که کلمه ی چای در ترکی یعنی رودخانه.
شاید کلمه صافی و صوفی اشاره به این رودخانه باشد.
ضمنا جناب امین کیخا فرمودند رصدخانه که به هیچ عنوان نیایشگاه نبوده. ما اینجا معبد مهر داریم که نیایشگاه بوده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.