ای که با نیکان طمع داری که یا بی ارتباط
با بدان منشین که باایشان مضر است اختلاط
رو عدالت پیشه کن هر روز و میکن راستی
تا روزی از عدل فردا راست بر روی صراط
چیست این دنیا رباط و خلق دنیا کاروان
کاروان را بار باید بستن آخر از رباط
رسم بی باکی نبخشد جز پریشانی بدست
جمعیت خواهی منه پا جز براه احتیاط
سالک بی رنج را نبود ز راحت لذتی
جان غمگین بیشتر مسرور گردد از نشاط
ایندر نظمی که نور از خامه ریزد دور نیست
گر به روی صفحه غلتد همچو گوهر بر بساط
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی به زندگی و رفتار انسانی اشاره دارد. نویسنده به ما میآموزد که باید با افراد خوب ارتباط داشته باشیم و از معاشرت با افراد بد پرهیز کنیم، زیرا این کار به ما آسیب میزند. همچنین تأکید میکند که باید در زندگی عدالت را رعایت کنیم و راستگو باشیم تا بتوانیم در روز قیامت به خوبی از آن بهرهمند شویم. دنیا را به عنوان یک کاروان و زندگی را به عنوان یک سفر میبیند که باید با احتیاط پیش برویم. در نهایت، نشان میدهد که راحتی واقعی تنها از طریق تحمل سختیها به دست میآید و انضباط و صداقت میتواند ما را به نور و خوشبختی برساند.
هوش مصنوعی: اگر به نیکان امیدوار هستی، پس تلاش کن با بدها ارتباط نداشته باشی، زیرا دوستی با آنها به تو آسیب میزند.
هوش مصنوعی: هر روز تلاش کن تا با عدالت و حقیقت زندگی کنی، تا روزی بر راه راست قرار بگیری و به هدفهای درست خود برسیدی.
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک مسافرخانه است و مردم به مانند کاروانهایی هستند که در حال عبور و مرورند. در نهایت، در این مسافرخانه باید بار خود را جمع کرد و رفت، چون اقامتی دائمی در این دنیا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: بیپروا بودن در جمع، فقط به سرگردانی میانجامد. بنابراین، در برخورد با دیگران، احتیاط را در نظر بگیر و پا در راهی مطمئن بگذار.
هوش مصنوعی: کسی که بدون زحمت و تلاش زندگی کند، نمیتواند از راحتی لذت ببرد. در واقع، روحی که غمگین است، از خوشحالیهای ساده بیشتر شاد میشود.
هوش مصنوعی: در این نظم، گفته شده که نور از قلم بیرون میریزد و این نور بهقدری ارزشمند است که اگر بر روی کاغذ بچرخد، مانند جواهر بر روی فرش میدرخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
ناگهانم در برآوردی و ماندی در بساط
برگشاد از قهر و لطف لشکر قهرت کمین
تا به دلها درنگون شد رؤیت انس و نشاط
من ز بهر دوستی را جان و دل کردم سبیل
[...]
روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط
راست رفتی در محبت، راست رفتی در صراط
دوستی با دشمنان دوست دشمن دوستی است
تا نباشد دل موافق درنگیرد اختلاط
اعتدال از سرو باغ آموز نی از خار و گل
[...]
گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط
بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط
آن سبکروح غم عشقم که دایم میکند
گریه بی من انقباض و ناله با من انبساط
گر دل درد آشنای من نبودی در میان
[...]
با پریشان روزگاران یار دارد اختلاط
مهر نتواند کشیدن در کمند احتیاط
سالکان را زیر گردون نیست جای خواب امن
خون چندین کاروان را خورده خاک این رباط
عاشقان مفلس خود را به سنگ کم مزن
[...]
عشقِ پیرانهسرم انگیخته در دل نشاط
بر هوا گستردهام از نو سلیمانوَش نشاط
پرچم زلف بتی افکند بر سر سایهام
تا زنم بر بام گردون پرچم عیش و نشاط
قافلهسالار عشقم کاروان پربار دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.