ای خدایت زهر بلاحافظ
من برفتم ترا خداحافظ
غیر حق حافظی نمی بینم
حق ترا باد دائما حافظ
حافظ کشتی ار خداست ببحر
چه غم ار نیست ناخدا حافظ
ساقیا می ده و ز کس مندیش
زانکه باشد خدای ما حافظ
دیگر از مدعی چرا ترسم
شد حفیظم بمدعا حافظ
آنکه حفظش زمین بپا دارد
دائما هست در سما حافظ
نظم حافظ شنید نور و بگفت
مرحبا نظم و مرحبا حافظ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خدایی اشاره میکند که او را از خطرات و بلایا حفظ میکند. او اعلام میکند که تنها به حفاظت خداوند اعتماد دارد و غیر از حق هیچ حفاظتی را نمیبیند. شاعر میگوید اگرچه ممکن است در زندگی نسبت به فقدان برخی چیزها غمگین باشد، اما به خاطر وجود خداوند، نگرانی ندارد. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که دیگر از مدعیان نمیترسد، زیرا خداوند او را در حفاظت قرار داده است. در پایان، شاعر با تقدیر از نظم و شعر خود، به حافظ به عنوان یک حافظ باطن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای خدا، من بر اثر بلای تو از تو جدا شدم، پس از تو خداحافظی میکنم.
هوش مصنوعی: به جز حق، هیچ حافظ و نگهداری نمیبینم. امیدوارم همیشه حق تو را حفظ کند.
هوش مصنوعی: اگر کشتی خدا در دریا است، چرا نگران باشیم که ناخدا وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، به ما شراب بده و به هیچ کس دیگر فکر نکن، زیرا که خدایی که ما را نگهداری میکند، در کنار ماست.
هوش مصنوعی: من دیگر از دردسرهای مدعی نمیترسم، زیرا حافظ به حقیقت و واقعیت خود آگاه است.
هوش مصنوعی: کسی که حفاظت از او موجب برقراری تعادل و پایداری زمین میشود، همیشه در آسمان و در حال نظر و مراقبت است.
هوش مصنوعی: حافظ با زیبایی کلامش درخشید و همگان به او و شعرش آفرین گفتند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.