شمعی ز رخت چه بر فروزی
پروانه صفت جهان بسوزی
سروی و چه سرو خوش خرامی
ماهی و چه ماه دلفروزی
روزان و شبان چو در خیالم
تا با تو کنم شبی بروزی
ازآتش عشقت ای پریروی
در شعله من فتاد سوزی
خورشید کشد نقاب بر روی
از پرده اگر کنی بروزی
جانا چه شود ز تار وصلت
چاک دل من ز زه بدوزی
جز نور علی دراین زمانه
زان پرده نگفته کس رموزی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوقهاش اشاره میکند و او را با عناصر طبیعی مانند پروانه، سرو و ماه مقایسه میکند. او از عشق و آتش آن سخن میگوید و احساساتی عمیق و عاشقانه را منتقل میکند. شاعر آرزو دارد که شبانی را با معشوق بگذراند و از او میخواهد که زیباییاش را از پشت پرده نشان دهد. در نهایت، او به ناامیدی از درک واقعی عشق در این دنیای پیچیده اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر تو با زیباییات مانند شمع درخشان باشی، پروانهوار دنیا را به آتش میکشی و همه چیز را داغ میکنی.
هوش مصنوعی: سرو زیبا و خوش قد و قامت است و ماه هم با زیبایی و دلرباییاش قابل توجه است.
هوش مصنوعی: در خیال من، روزها و شبها تنها به فکر تو هستم تا بتوانم شبی را با تو بگذرانم.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آتش است که در وجود من شعلهور شده و مرا میسوزاند.
هوش مصنوعی: اگر خورشید از پشت پرده برهنه شود و نمایان گردد، روزی را به روشنی خواهد آورد.
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر تو بخواهی، آیا میتوانی زخمهای دل مرا که از جدایی و دوری تو ایجاد شده، بخیه بزنی؟
هوش مصنوعی: به جز نور علی، در این دوره هیچکس رازهای نهفته را افشا نکرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میرُست به باغ دلفروزی
میکرد به غمزه خلق سوزی
ای وصل تو اصل دلفروزی
روی تو نشان نیک روزی
وصل تو وفا نکرد لیکن
هجران تو کرد کینه توزی
دل جامه صبر می کند چاک
[...]
ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی
دولت آن شد که دل فروزی
وز ترک امل کلاه دوزی
دیدار منت چو نیست روزی
در آتش شوق چند سوزی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.