ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
چشمم به روی شاهد و گوشم به بانگ چنگ
ای پندگو برو که نه جای نصیحت است
جان مرا ز مرهم راحت نشان مپرس
کز عاشقی نصیبه او داغ محنت است
پیکان آبدار که آید ز دست دوست
بر عاشقان سوخته باران رحمت است
زان دم که سرفکند بر آن آستان مرا
بر گردنم ز تیغ تو صد بار منت است
هر سفله پی به گنج قناعت کجا برد
این نقد در خزینه ارباب همت است
ز ابنای دهر وقت کسی خوش نمی شود
خوش وقت آن که معتکف کنج عزلت است
جامی به جست و جو نتوان وصل دوست یافت
موقوف وقت باش که این کار دولت است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا بادهای به او دهد و از مطرب میطلبد که ترانهای بنوازد چرا که زمان برای لذت بردن و غنیمت شمردن فرصت مناسبی است. او به زیبایی اشاره کرده و میگوید که در این لحظه به نصیحت نیازی نیست. شاعر از درد عشق و محنت آن سخن میگوید و تصریح میکند که از تپش دلش نمیگذرد. او در این شعر، نشان میدهد که عشق و زیبایی همراه با رنج است و لذتهای دنیوی باید در کنار اندوههای آن پذیرفته شود. شاعر همچنین به ارزش قناعت و خوشبختی اشاره دارد و میافزاید که فرصتهای خوب برای کسانی است که در عزلت و خلوت به سر میبرند. در نهایت، او بر این باور است که وصال دوست به سادگی به دست نمیآید و به زمان و شانس بستگی دارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و اکنون که زمان مناسب است، میخواهم جام پر از شراب را از تو بگیرم. ای نوازنده، ترانهای را بخوان، زیرا این لحظه یک فرصت طلایی برای لذت بردن است.
هوش مصنوعی: چشمانم به زیبایی معشوق دوخته شده و گوشهای من به صدا و نواهای چنگ مشغول است. ای کسی که نصیحت میکنی، برو که اکنون زمان نصیحت نیست.
هوش مصنوعی: به من نگو که چطور میتوانم آرامش پیدا کنم، زیرا از عشق، تنها درد و رنج نصیبم شده است.
هوش مصنوعی: پیکان تر و تازهای که از دست دوست به سمت عاشقان پرتاب میشود، برای آنها مانند بارانی از رحمت و نعمت است.
هوش مصنوعی: از همان لحظهای که بر درگاه تو سر به زیر آوردم، بر گردنم از تیغ تو، صد بار شکرگزاری و سپاسگزاری لازم است.
هوش مصنوعی: هر انسان پست و ناچیزی نمیتواند به ارزش واقعی قناعت پی ببرد؛ زیرا این ارزش در عمق وجود افرادی است که بلندپرواز و با اراده هستند و آن را میشناسند.
هوش مصنوعی: در میان مردم، به ندرت کسی به خوشی دست مییابد و کسی که واقعاً خوشبخت است، کسی است که در گوشهای از تنهایی و دور از شلوغی زندگی میکند.
هوش مصنوعی: اگر در پی یافتن وصال دوست هستی، مانند جامی نباش که در جستوجو هست. باید صبر کنی، چون این کار به زمان و تقدیر مرتبط است و به آسانی به دست نمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر من چرا وساوس شیطان به قوت است
زیرا که عقل در رهر عشاق علت است
گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود
تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است
گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست
[...]
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
هستی تو آن نظام که نون خطاب تو
محراب راست کرده برای عبادت است
دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود
[...]
چشم و چراغ شرع که ذات منورت
از پای تا به سر همه عین سعادت است
قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را
از بندگی تو نظر استفادت است
فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی
[...]
بر خوان حسن تو نمی از ملاحت است
ما را از او نصیب نمک بر جراحت است
ساقی بیار راح که راحت دهد به روح
کز راح روح من همه از رنج راحت است
از تشنگی حلال نمیدانم از حرام
[...]
روز فراق اگر ز قیامت علامت است
روزی که یار روی نماید قیامت است
یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است
دیدن جمال دوست عجایب سعادت است
زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.