گنجور

 
سلمان ساوجی

چشم و چراغ شرع که ذات منورت

از پای تا به سر همه عین سعادت است

قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را

از بندگی تو نظر استفادت است

فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی

قول تو روز و شب همه درس وافادت است

مختل شدست حال دعاگوی دولتت

وین اختلال روز به روزش زیادت است

فرموده‌ای که مشکل تو سهل می‌شود

سهل است اگر چنانچه شما را ارادت است

اما به پیش مردم این عصر گوییا

تدبیر کار اهل هنر خرق عادت است

از هر چه می‌دهند به من فکر کرده‌ام

آسان‌تر و مفیدتر آن اجادت است

بارای خود بگو که در دفع نقل من

جلدی کند که عادت رایت جلادت است

یک قافیه درین سخن از دال خالی است

و آن نیز بر ملالت طبعم دلالت است

 
 
گوهر
حکیم نزاری

بر من چرا وساوس شیطان به قوت است

زیرا که عقل در رهر عشاق علت است

گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود

تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است

گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست

[...]

امیرخسرو دهلوی

ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است

مقراض توبه تو چو لای شهادت است

هستی تو آن نظام که نون خطاب تو

محراب راست کرده برای عبادت است

دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود

[...]

جامی

ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است

مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است

چشمم به روی شاهد و گوشم به بانگ چنگ

ای پندگو برو که نه جای نصیحت است

جان مرا ز مرهم راحت نشان مپرس

[...]

اسیری لاهیجی

روز فراق اگر ز قیامت علامت است

روزی که یار روی نماید قیامت است

یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است

دیدن جمال دوست عجایب سعادت است

زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار

[...]

بابافغانی

باران و موج آب و می و روز عشرت است

از هر طرف که می نگرم دام صحبت است

بوی بهار مژده ی فردوس می دهد

وین خوبی هوا اثر لطف رحمت است

آمد برای عشرت این فصل در جهان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه