هم لبان میفروشت باده را ارزان کند
هم دو چشم شوخ مستت رطل را گردان کند
هم جهان را نور بخشد آفتاب روی تو
زهر را تریاق سازد کفر را ایمان کند
هر که را در چشم آرد چشم او روشن شود
هر که را از جان برآرد غرقه جانان کند
چونک بر کرسی برآید پادشاه روح او
چرخ را برهم دراند عرش را لرزان کند
آنک از حاجت نظر دارد به کاسه هر کسی
لطف او برگیرد و همکاسه سلطان کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به ستایش زیبایی و قدرت عشق و خدایان میپردازد. در این غزل، بینظیری و تاثیرگذاری معشوقه به تصویر کشیده شده است؛ باده را ارزان میکند و با نگاه خود، جان و روح دیگران را روشن میسازد. همچنین، روح عظیم معشوق به عنوان پادشاهی بر کرسی نشسته، دنیای موجود را تحت تاثیر قرار میدهد و به همه چیز زندگی و معنا میبخشد. در نهایت، محبت و لطف او به دیگران، باعث میشود که همگان در کاسه سلطنتی او شریک شوند.
هوش مصنوعی: لبان تو با لبخند و گفتار شیرینش باده را، یعنی شراب را، ارزان میکند و هم چشمان بازیگوش و جذاب تو میتوانند مقدار زیادی از شراب را به حرکت درآورند و فرد را مست کنند.
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو به جهان روشنی میبخشد و مانند آفتاب نورانی است، همچنین میتواند زهر (هر چیزی که مضر باشد) را به دارویی مؤثر تبدیل کند و کفر را به ایمان و شناخت حق بدل سازد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در نظر او باشد، چشمانش روشن و سرشار از نور میشود. و هر کسی که از عشق و محبت جانان دور شود، به سبب همین عشق غرق میشود و تحت تأثیر او قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه روی تخت و جایگاهاش مینشیند، روح او به قدری قدرتمند است که موجب به هم خوردن نظم آسمان میشود و عرش (سقف آسمان) را نیز به تکان در میآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خداوند و لطف او نیازمند است، از نعمتهای او بهرهمند میشود و به مقام و مرتبهای مانند پادشاهی دست مییابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بیت آخر مصرع۲،هم تلفظ کاسه وهم وزن اشکال دارد.
باد نوروزی همی آرایش بستان کند
تا نگارش چون نگارستان چینستان کند
مرزها را هر زمان پیراهن از مینا دهد
شاخها را هر زمان پیرایه از مرجان کند
ابر پنداری که با باد بهاری دشمن است
[...]
ماه من جَزع مرا بر زر عقیق افشانکند
چون به زیر لعل مروارید را پنهان کند
سازد از زلف و زَنَخ هر ساعتی چوگان و گوی
تا دل و پشت مرا چون گوی و چون چوگان کند
چون بتابد زلف او بر عارضشگویی همی
[...]
میل را بر تخته چون گاه رقم گردان کند
تیر گردون را به صنعت عاجز و حیران کند
از مجسم گر بترسد خصمش اندر ساعتی
طول و عرض و سمت آن از نقطهای برهان کند
جذر و کعبی را که نگشاد ایچ کس از بستگی
[...]
ای فلک قدری که هر شب رای رو شنت
دیدبانان افق را دیده ها حیران کند
آفرینش چون قلم سر بر خط فرمان نهد
چون دبیر خاص نامت بر سر فرمان کند
جاهت ار گیرد حضیض ماه را در اهتمام
[...]
اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند
اینک آن چوگان سلطانی که در میدان روح
هر یکی گو را به وحدت سالک میدان کند
اینک آن نوحی که لوح معرفت کشتی اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.