گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مرغ دلم باز پریدن گرفت

طوطی جان قند چریدن گرفت

اشتر دیوانه سرمست من

سلسله عقل دریدن گرفت

جرعه آن باده بی‌زینهار

بر سر و بر دیده دویدن گرفت

شیر نظر با سگ اصحاب کهف

خون مرا باز خوریدن گرفت

باز در این جوی روان گشت آب

بر لب جو سبزه دمیدن گرفت

باد صبا باز وزان شد به باغ

بر گل و گلزار وزیدن گرفت

عشق فروشید به عیبی مرا

سوخت دلش بازخریدن گرفت

راند مرا رحمتش آمد بخواند

جانب ما خوش نگریدن گرفت

دشمن من دید که با دوستم

او ز حسد دست گزیدن گرفت

دل برهید از دغل روزگار

در بغل عشق خزیدن گرفت

ابروی غماز اشارت کنان

جانب آن چشم خمیدن گرفت

عشق چو دل را به سوی خویش خواند

دل ز همه خلق رمیدن گرفت

خلق عصااند عصا را فکند

قبضه هر کور که دیدن گرفت

خلق چو شیرند رها کرد شیر

طفل که او لوت کشیدن گرفت

روح چو بازیست که پران شود

کز سوی شه طبل شنیدن گرفت

بس کن زیرا که حجاب سخن

پرده به گرد تو تنیدن گرفت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرامرز در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۴ نوشته:

"رضا قاسمی" روی این غزل آهنگی ساخته است با صدای "سپیده رئیس سادات" در قالب آلبومی به نام "14 قطعه برای باز پریدن"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمدامین در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۲ نوشته:

سلام و درود
دشمن من دید که با دوستم
او ز حسد دست گزیدن گرفت
دل برهید از دغل روزگار
در بغل عشق خزیدن گرفت
بسیار زیبا و آموزنده
برای ترجمه سوره فلق از این غزل بهره گرفتم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۸ نوشته:

عشق فروشید به عیبی مرا
سوخت دلش بازخریدن گرفت . مولوی
❉ گویا این بیت به آرمان خواهیِ عشق اشاره دارد که عاشق را بی هیچ عیب و نقصی می خواهد و حتی یک عیب او را برنمی تابد .
❉ به ظاهر ، دلیل فروش ، عیبی است که در عاشق مشاهده شده است .
❉ انگار عشق ، خود را مالکِ عاشق می داند که دست به فروش و خرید مجدد عاشق زده است . آیا عشق ، با این فروش و بازخریدنِ عاشق می خواهد خود را به رخ بکشد ؟
❉ به نظر ، قبل از این که عاشق به تصاحبِ معشوق بیندیشد خود به تصاحبِ عشق در آمده است .
❉ مفعولیتِ عاشق بسیار برجسته است . آن چنان که گویا تنها بازیگر فعالِ صحنه ، عشق است چون عاشق ، فقط مورد فروش و خرید مجدد قرار گرفته است و تنها کاری که کرده ، این ماجرا را بعد از اتفاق افتادن نقل کرده است . هر چند که این نَقل ، یک طرفه و تک صدا انجام شده است .
❉ ظاهراً در این بیت ، خبری از ضلع سوم یعنی معشوق نیست و اتفاق از رابطه ی بین عشق و عاشق به وجود آمده است .
❉ مصرع دوم نشان می دهد که عیبِ عاشق برطرف نشده و عشق ، فروشِ عاشق را اشتباه به حساب نیاورده است بلکه از سر دلسوزی به پس گرفتنِ فروخته ی خود اقدام کرده است . یعنی آسان گیریِ عشق ، از دریچه ی دلسوزی بوده است .
❉ مصراع دوم نشان از تغیّرپذیریِ عشق هم دارد . به هر حال این عشق است که فاصله را ایجاد و سپس از بین می بَرد . این عشق است که «فروشنده یِ خریدار» است .
❉ آیا دلسوزیِ عشق ، نوعی منّت بر عاشق نیست ؟
❉ آیا عشق ، در ابتدا قصد حذفِ عاشق را داشته است ؟ عطار هم در یکی از ابیاتش به حذفِ خودِ عشق اندیشیده است : دلا گر عاشقی از عشق بگذر / که تا مشغول عشقی عشق بند است.
❉ آیا عاشق ، بعد از بازخریده شدن همان عاشقِ قبلِ فروخته شدن است ؟ به قول هراکلیتوس نمی‌توان در یک رودخانه دو بار پا گذاشت . یعنی هر چند عشق همان عشق و معشوق ، همان معشوق باشد اما عاشق به همان اندازه که دستِ خریدار بوده است همراه با تجربه ی جدیدی به نزد عشق و معشوق برگشته است . آیا این تجربه ی دور شدن ، عاشق را تشنه تر خواهد کرد ؟
❉ عشق ، در برابر فروشِ عاشق چه دریافت کرده است ؟
❉ خریدارِ عاشق از عشق کیست ؟
❉ چه کسی قبول کرده است عاشقِ معیوب را بخرد و یا او را گرویی در نزد خود نگه دارد ؟
▣ آیا عشق در این بیت ، جایگزین معشوق شده است و نمادی از اراده و تصمیمات معشوق است و یا این که عشق را هم باید یک واسطه ی زنده یِ «سخت گیرِ آسان گیر» بین عاشق و معشوق دانست ؟
▣ آیا می توان عیب را هم مثل عشق ، زنده و فعال فرض کرد و او را خریدار دانست ؟ آن وقت باید پرسید عشق ، به کدامین دلیل عاشق را به عیب فروخته است ؟
❉ خریدار هر که هست چرا بی چون و چرا عاشق را بازگردانده است و معامله را به هم زده است ؟
❉ آیا این بیت ، گواه این سخن است که مدیریت و پیش بینی عشق دشوار است ؟
ــــــــــــــ
● احمد آذرکمان ـ حسن آباد فشافویه 98/02/03
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فـرود مَـهـنام در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۴ نوشته:

بیت:
خلق چو شیرند رها کرد شیر... طفل که او لوت کشیدن گرفت
معنای ساده‌ای ندارد و تعجب می‌کنم که جناب رضا قاسمی بر روی این بیت، آهنگ ساخته - در اوج- ولی از بیت زیبایی مثل:
عشق فروشید به عیبی مرا... سوخت دلش باز خریدن گرفت
غافل بوده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

صدرودین در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۷ نوشته:

با احترام به کلیه نظرات باید عرض کنم که هیچکدام از حاشیه ها ی نوشته شده منظور مولانا نبود ه این شعر بر گرفته از حالات روحی شاعر در زمانی که احتمالا مدتها از گفتن شعر ناتوان بوده که شاعر این را به پای قهر معشوق از خود گذاشته که با الهام دوباره،، شاعر جان تازه ای به خود می گیرد. ،و حتی یک مرحله خود را بالا تر احساس میکند .و عشق ،همچون مادری که لوت یا همان گول زنک را از عادت بچه گرفته و او را در مرحله ای دیگر میبیند..مولانا بارها چه در مثنوی و چه در غزلیات به این گسسته شددن بین خود و معشوق اشاره کرده مدتی این مثنوی تاخیر شد وقت باید تا خون شیر شد.،اشاره به همین مسعله است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.