گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی

که او صف‌های شیران را بدراند به تنهایی

کمان را چون بجنباند بلرزد آسمان را دل

فروافتد ز بیم او مه و زهره ز بالایی

به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان

بلا و محنتی شیرین که جز با وی نیاسایی

چو او رخسار بنماید نماند کفر و تاریکی

چو جعد خویش بگشاید نه دین ماند نه ترسایی

مرا غیرت همی‌گوید خموش ار جانت می‌باید

ز جان خویش بیزارم اگر دارد شکیبایی

ندارد چاره دیوانه به جز زنجیر خاییدن

حلالستت حلالستت اگر زنجیر می‌خایی

بگو اسرار ای مجنون ز هشیاران چه می‌ترسی

قبا بشکاف ای گردون قیامت را چه می‌پایی

وگر پرواز عشق تو در این عالم نمی‌گنجد

به سوی قاف قربت پر که سیمرغی و عنقایی

اگر خواهی که حق گویم به من ده ساغر مردی

وگر خواهی که ره بینم درآ ای چشم و بینایی

در آتش بایدت بودن همه تن همچو خورشیدی

اگر خواهی که عالم را ضیا و نور افزایی

گدازان بایدت بودن چو قرص ماه اگر خواهی

که از خورشید خورشیدان تو را باشد پذیرایی

اگر دلگیر شد خانه نه پاگیر است برجه رو

وگر نازک دلی منشین بر گیجان سودایی

گهی سودای فاسد بین زمانی فاسد سودا

گهی گم شو از این هر دو اگر همخرقه مایی

به ترک ترک اولیتر سیه رویان هندو را

که ترکان راست جانبازی و هندو راست لالایی

منم باری بحمدالله غلام ترک همچون مه

که مه رویان گردونی از او دارند زیبایی

دهان عشق می‌خندد که نامش ترک گفتم من

خود این او می‌دمد در ما که ما ناییم و او نایی

چه نالد نای بیچاره جز آنک دردمد نایی

ببین نی‌های اشکسته به گورستان چو می‌آیی

بمانده از دم نایی نه جان مانده نه گویایی

زبان حالشان گوید که رفت از ما من و مایی

هلا بس کن هلا بس کن منه هیزم بر این آتش

که می‌ترسم که این آتش بگیرد راه بالایی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسین در ‫۳ سال قبل، شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۸ نوشته:

چند بیت آخر را همایون شجریان در اپرای عروسکی بسیار با شکوه خوانده است.

 

شیرین در ‫۱۵ روز قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان           بلا و محنتی شیرین که جز با وی نیاسایی

نشان از این دارد که مولانا شناخت والاتری از این عشق دارد و به خوبی با این عشق و سختی های آن آشنا است.

دهان عشق می‌خندد که نامش ترک گفتم من         خود این او می‌دمد در ما که ما ناییم و او نایی

مشابه این بیت در مثنوی است:

ما چو ناییم و نوا در ما ز تست      ما چو کوهیم و صدا در ما ز تست

 که ما هرچه داریم از خداست و خداوند بر همه امور بندگان آگاه و توانا است.

این شعر بسیار زیبا را شهریار رومی به زیبایی خوانده است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.