گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چنان مستم چنان مستم من امروز

که از چنبر برون جستم من امروز

چنان چیزی که در خاطر نیابد

چنانستم چنانستم من امروز

به جان با آسمان عشق رفتم

به صورت گر در این پستم من امروز

گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل

برون رو کز تو وارستم من امروز

بشوی ای عقل دست خویش از من

که در مجنون بپیوستم من امروز

به دستم داد آن یوسف ترنجی

که هر دو دست خود خستم من امروز

چنانم کرد آن ابریق پرمی

که چندین خنب بشکستم من امروز

نمی‌دانم کجایم لیک فرخ

مقامی کاندر و هستم من امروز

بیامد بر درم اقبال نازان

ز مستی در بر او بستم من امروز

چو واگشت او پی او می‌دویدم

دمی از پای ننشستم من امروز

چو نحن اقربم معلوم آمد

دگر خود را بنپرستم من امروز

مبند آن زلف شمس الدین تبریز

که چون ماهی در این شستم من امروز

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » آسمان عشق » تصنیف "آسمان عشق"

محمدرضا شجریان » آسمان عشق » تصنیف آسمان عشق اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

صفا از مولانا صفا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۵ نوشته:

[چشمک][بوسه][تعجب][تشویش][گل]
غزل شمارهٔ 1185

مولوی » دیوان شمس » غزلیات

چنان مستم چنان مستم من امروز
که از چنبر برون جستم من امروز
..
وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خواننده : ابر استاد یگانه محمد رضا شجریان
نوار : آسمان عشق

استاد به جای "" من امروز "" ، "" من امشب "" می خوانند
[گل]


شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بار بدرود

[تعجب][گل][تشویش]

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۴۲ نوشته:

آقای شجریان نمی باید به جای امروز امشب میخواندند، قضا را همین نکته از ارزش کارشان کاسته است.
امشب ، امشب است . اما امروز میتواند بسیار فراتر از امروز باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

انصاری در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

در اکثر نسخ دیوان شمس "امشب" آمده است و اگر در تصوف و عرفان از جمله حافظ و سعدی و عطار و مولانا و ... اندک تحقیق و جستجویی انجام دهید متوجه ابن موضوع خواهید شد که در نظر عارفان مستی و شوق وصال در شب هنگام می باشد که زمان خلوت با معبود است و این موضوع در سوره مبارکه "مزمل" از طرف خداوند متعال بیان شده است.
عزم آن دارم که امشب مست مست
پای کوبان کوزه دردی به دست
بارها می شبانه و مستی شبانه در دیوان عارفان به کرات امده است ولی ما می روزانه و مستی روزانه نداشته ایم
حالا یکی میاد روهوا حرف میزنه استاد شجریان امروز را امشب خوانده و ارزش کارش کم شده! واقعا تاسف آوره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پیرایه یغمایی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۷ نوشته:

با جناب دکتر ترابی موافقم . بی گمان شاعر که حضرت مولانا باشد، هنگام سرودن این غزل - در واژه ی ( امروز) شور و حالی یافته است که در ( امشب ) نیافته / در هر صورت باید شورمندی شاعر را رعایت کرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهمان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

سلام
به جان با آسمان عشق رفتم یعنی چی؟
آیا نباید «به جان تا آسمان عشق رفتم» باشه؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

غلامرضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۹ نوشته:

من با نظر جناب انصاری موافقم
در بیت "به جان تا آسمان عشق رفتم" اشاره و کنایه ای به شب معراج دارد که رسول الله به آسمان هفتم رفتند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نادر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۷ نوشته:

ظاهرا این دکتر ترابی که این گونه سنگش را به سینه میزنید صرفا از استاد شجریان انتقاد کردند و درباره شعر اظهارنظری نفرمودند. متاسفم و در عجبم که ارزش کار استاد را اینچنین محک میزنند!!
حافظ چو آب لطف زنظم تو می چکد...حاسد چگونه نکته تواند برآن گرفت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

انوش در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۲۹ نوشته:

استادشجریان خوندن که از شهوت برون جستم من امشب..ودرمصرع بعدی چنان چیزی که در خاطر نیابدرو نیاید خونده!!نه تنها امشب روجایگزین امروزکردن بلکه رسما باجفت پارفتن توشعر!!ازشهوت برون رفتم من امشب معنی نداره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۳ پاسخ داده:

سلام عزیز جان

شما چگونه کلمه چنبر را شهوت شنیدید؟

شاید هم اصلا گوش نکردید و در جمعی کسی اظهار نظری کرده و در اینجا بازگو نموده اید.

همانگونه که نظر دادن در باره سعدی و حافظ و مولانا بدون آگاهی، عاقلانه نمی باشد در باره موسیقی نیز چنین است.

قابل توجه دوست عزیزی که ظاهرا کلمه دکتر جزء نام شناسنامه ایشان است:

استاد شفیعی کدکنی (که احتمالا از دکتر ترابی کمتر می فهمد) می فرمایند: استاد شجریان در موسیقی جایگاهی دارند که حافظ در غزل دارد و من ناآشنای به موسیقی در جایگاهی نیستم که در باره ایشان نظر بدهم

باید اول فکری به حال گوش ها کرد و بعد نظر داد

 

هوش را بگذار وانگه هوش‌دار
گوش را بر بند وانگه گوش دار

نه نگویم زانک خامی تو هنوز
در بهاری تو ندیدستی تموز

این جهان همچون درختست ای کرام
ما برو چون میوه‌های نیم‌خام

سخت گیرد خامها مر شاخ را
زانک در خامی نشاید کاخ را


ایام عزت مستدام
چو خواهی که نامت رود در جهان ....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نصیری در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۶ نوشته:

سلام
دوستانی که در خصوص استاد شجریان نظر راندند مشخصا از استاد آنقدر دور هستند که با اندک آشنایی می توانستند در مصاحبه های استاد وسواس ایشان برای انتخاب شعر را دریابند که ماهها زمان می برد و ایشان یک ادیب به تمام معنی هستند. ضمنا چطور این عزیزان هنوز توصیف اهالی موسیقی و ... را در مورد استاد نشنیدند که بعنوان نمونه جناب علی جهاندار فرمودند شجریان یک فیلسوف است. پس کمی در قضاوت و .. عادل باشیم و یگانه هنرمند کشور را که در شناساندن شعر و هنر و فرهنگ ایرانی به جهانیان زحمات زیادی کشیدند را عزیز بداریم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسین آزاد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

استاد شجریان
در کنسرت آمریکای شمالی با گروه آوا و آهنگسازی خودشان
باسپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

آرش در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۹ نوشته:

دوستانی که نقد بر استاد شجریان برایشان گران است چرا به حاشیه می زنند یکی اومد گفت و سوال داره چرا چمبر شهوت شده و...شما میگی استاد یگانه آواز و فلانی گفت فیلسوفه و.... اصلا ربطی داره آیا؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۳ پاسخ داده:

نقد و سؤال کردن معنای خاص خودش را دراد. کجای حرف آن آقا سؤال بود؟

آن بنده خدا چنین اظهار فضل فرمودند که استاد جفت پا رفته تو شعر (همین نشان می دهد چقدر با ادب و ادبیات آشنایی داره)

دیگری از روی حقد و اعتقادات نوشت استاد یاد شب های ... (من نمی توانم تکرار کنم این زشتی های آقایان)

 

آن وقت شما به این ها می گویید نقد و نظر؟

علاوه بر آن مگر این تصنیف در دسترس نیست؟ آنهایی که آمدند اعتقاداتشان را پهن کردند بروند گوش کنند بعد نظر بددهند

بخواهید یا نخواهید استاد دقیقا در جایگاهی قرار گرفته که هرچه بدی در باره ایشان گفته شود بیشتر شناخته می شود

جایگاهی که خاص سعدی و حافظ است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهناز ، س در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

گرامی مهمان
در فارسی با به ” به “ تبدیل می شود و بر عکس
مثال : من و ساقی به هم سازیم { تازیم } و بنیادش بر اندازیم
درین مانا که باهم می سازیم
به جان با آسمان عشق رفتم
به ضرورت وزن به جای ” به “ ” با “ آورده و از تکرار هم پرهیز کرده
مانا باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امیر در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۰ نوشته:

استاد شجریان شهوت نخوندن همون چنبر خوندن اگر دقت کنید
فکر میکنم اینجا بین اهالی ادبیات و موسیقی بحث افتاده.
من اطلاعات زیادی راجع به ادبیات ندارم(یکم بالاتر از سطح عمومی هستم) اما به شخصه اونجوری که حال وهوای عرفانی رو حس کردم "امشب" برای من بسیار تاثیر گذار تره
از نظر من الفاظ بیشتر از اینکه برای درستی نیاز به مستندات داشته باشه به تاثیر و حسی که رو آدم میزاره نیاز مند هستن
البته شاید افق و معنی "امروز" رو به درستی درک نکرده باشم
در هر حال در کار موسیقی ارزش های خیلی بیشتری مانند هماهنگی ساز ها ،آهنگ سازیه بی نظیر، احساس فوق العاده موسیقی بر روی مخاطب و...
وجود داره و لفظی که خونده میشه در مقابل این ها ارزش خیلی پایین تری داره و اگرم به فرض محال استاد اشتباه خونده باشن حتی ذره ای از ارزش کار ایشون کم نمیشه
همون جوری که مولانا میگه :
هرکسی از ظن خود شد یار من از دورن من نجست اسرار من
ممکنه همجوری که ما اهالی موسیقی نتونیم با ادبیات به اون اندازه که شما ارتباط برقرار میکنید ارتباط برقرار کنیم شما هم شاید نتونید لفظ مناسب اون حال و هوا که استاد "امشب" خوندن رو درک کنید
البته بگم من بیشتر دیوان های حافظ و عطار و مولانا و سعدی رو حفظم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرشته در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۶ نوشته:

باسلام
دوستانی که گفتن شهوت ، لطفا تصنیف رو درست حسابی گوش بدن و سپس اظهار نظر کنن. چقدر جالبه که همه چیز رو سطحی میبینیم و میشنویم و قضاوتهای فلسفی هم میکنیم!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

nabavar در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۰ نوشته:

مهناز بانو به نکته ی جالبی اشاره کردند
{با و به} به هم تبدیل می شوند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

وحیدی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۶ نوشته:

چنان هستم من از مستی دل افروز
که از این تن برون جستم من امروز

چنان چیزی که در ذهنت نیابد
چنانستم چنانستم به هر روز

به دیده من به جانت سِیر کردم
به ذلت گر در این عزت شدم بوز

گرفتم گوش هشیاری و گفتم
برو از من برون اے حرف دیروز

برو ای عقلِ گیرِ مصلحت جو
که مجنونے مرا اقبال بهروز

به دستم دادے اے یوسف، ترنجے
که دستان را بریدم جگرسوز
چنانم کرده آن جام نگاهت
شکستم خمره هاے میر نوروز

نمی‌دانم کجایم یا چه گشتم
ولی دارم مقامی سخت فیروز

به من اقبال ِبی چون روی کردی
ز شوق ات قد کشیدم سخت پیروز

تو برگردی دویدن پیشه من
قراری نیست من را چو یک قوز

چو می دانم به دل نزدیک ات استم
دگر از خود پرستے جستم ای سوز

مبند آن چاک مرمرگون  تبریز
که شد چشمم چو ماهی اے غم افروز
وحیدی… 96/9/16 بداهه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

لیلا رابربند در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۹ نوشته:

جناب انصاری شعری رو که از حضرت فریدالدین مثال زدید هم تصرف شده درش صحیحش نیم مست هست نه مست مست چرا که در بیت بعزگبعدی می فرماید سر به بازار قلندر در نهم کسی که هنوز راه بازار قلتدر رو میدونه و قصد داره که به اونجا بره مست مست نیست بلکه نبمه مست هست
قصد آن دارم که امشب نیم مست
پایکوبان کوزه ی دردی بدست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امید مقدسی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

درود بر عزیزان
البته جناب استاد شجریان چنبر خواندند و ایرادی به حضرت عالی وارد نیست
و در مورد تبدیل امشب به به امروز،گاهی اوقات در موسیقی برای اینکه ملودی و شعر هارمونی پیدا کنند به شرط تغییر نکردن معنا میتوانیم تصرف انجام دهیم
و اینکه دوستان و بزرگواران خیلی سخت گیر نباشند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علیرضا فرساد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۰ نوشته:

با عرض سلام.نه با ادبیات اشنا هستم و نه با موسیقی.پس جسارت من را از نظر دادن ببخشید. اما امروز و امشب از نظر معنی فرق ندارد. اگاهی ناب که برای مشتاقان می اید ، زمان و مکان ندارد. شب و روز در اشعار عارفان فقط استعاره هست. ما نباید فقط ظاهر کار را ببینیم باید در مفهوم تامل کرد. خوب وقتی اگاهی می اید ، همچون خورشید می تاید و روز خواهد بود. نه اینکه حتما روز یا شب اگاهی برای مولانا امده باشد. نکته دوم: چنبر به معنی حلقه هست. ما در حلقه هستیم تا انشالله به کمال نهایی برسیم. "سلسله موی دوست حلقه دام بلاست" البته اینجا میتواند به معنی خروج روح به سمت تعالی هم باشد چرا که چنبر معنی استخوانی در قفسه سینه هم میدهد ولذا میتواند به این معنی باشد که به سبب اگاهی انگار از دنیای مادی و جسم خارج شدم. ولی به نظرم چنبر به حلقه نزدیک تر است.سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محسن حسن وند در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۳ نوشته:

در این غزل، عارف از چنبر چرخ بیرون جسته است، یعنی به لازمان و لامکان رفته است. پس در کل، بحث در مورد امشب یا امروز در لازمان و چنین تجربه عرفانی غیر قابل وصفی زیاد موضوعیتی ندارد. از طرفی دیگر، چون عارف این غزل را بعد از این تجربه سرتاسر نورانی، و بعد از معلوم شدن «نحن تقرب ...» سروده است، یعنی بعد از تجربه خدا در درون خود( البته آن خود بی خود، او)، دیگر دم از شب زدن هیچ معنایی ندارد. همچنین، وجود « شمس» در بیت پایانی دال بر روز است، آنهم نورانی ترین روز.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محسن حسن وند در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۸ نوشته:

در حاشیه قبلی، اشتباه تایپی صورت گرفته و «نحن اقرب...» درست است نه « نحن تقرب...».

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرهاد امیری در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۹ نوشته:

درود بر دوستان گرامی
دوستان اگه میشه دو بیت آخر شعر را برام معنی کنید لطفا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محسن ، ۲ در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ نوشته:

فرهاد جان
چو نحن اقربم معلوم آمد
دگر خود را بنپرستم من امروز
مبند آن زلف شمس الدین تبریز
که چون ماهی در این شستم من امروز:
{ولَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ
همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را در درونش می گذرد می دانیم، و ما از رگِ گردن به او نزدیک تریم }، آیه ی قرآن است
می گوید: از آن زمان که این آیه را خواندم و معلومم شد که خدا از رگ گردن به من نزدیکتر است دیگر خود را نمی پرستم
دل به زلف شمس مبند که چون ماهی از این قلاب می گریزم
درین مانا : عشقِ خدا را به دلبستگی شمس الدین ترجیح می دهم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی رفیق طاهری در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۹ نوشته:

بنظر می رسد "چنان مستم من امروز" صحیح تر باشد. در عالم عرفان در اشعار و متون دینی این دنیا به "چاه" یا "خانه تاریک" یا "زلف یار" و مانند آنها که مفهوم تاریکی و ظلمت را برساند، تشبیه شده است. بلوغ عرفانی نیز حرکت از "ظلمات الی النور" است.
یوسف حسنی و این عالم چو چاه - وین رسن صبرست بر امر اله (مولانا)
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود (حافظ)
پیل اندر خانۀ تاریک بود - عرضه را آورده بودندش هنود
از برای دیدنش مردم بسی - اندر آن ظلمت همی شد هر کسی (مولانا)
بعنوان مثال وقتی که صحبت از" شب قدر" می شود منظور این نیست که انسان لزوما در شبی از شب ها قدر و منزلت خود را دریابد. ممکن است این اتفاق خجسته و مبارک در یک ظهر دل انگیز اتفاق بیفتد! مقصود اینست که فرد در دل تاریکی بوده و به نور و اشراق رسیده است. عموما در اشعار مولانا و حافظ و.. عموما هرگاه صحبت از فراق و غم هجر و.. باشد از شب و ظلمت صحبت می شود و هرگاه از اتصال و سرمستی و مقیم کوی دوست شدن صحبت می شود از نور و روشنایی و روز وصل صحبت می شود. البته خوب عموما شوق وصال و ناله از فراق و در آرزوی وصل بودن بیشتر از خود وصل بوده و باصطلاح عموما شب است تا روز!! و عموما ناله و گریه است تا رقص و سماع. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که در بسیاری از اوقات برای عرفا حتی "شب و روز" یا "کفر و دین" و "ظلمت و نور" در برابر آن وحدانیت بی همتا رنگ می بازد و یک رنگی جای آنرا می گردد. (این قدر که ما حساسیم که در این شعر شب بوده یا روز عرفا خودشان حساس نیستند!!(شوخی)!!)
حافظ شکایت از غم هجران چه می کنی در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور(حافظ)
درون ظلمتی می جو صفاتش که باشد نور و ظلمت محو ذاتش (مولانا)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حجت الله ماله میر در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۷ نوشته:

عزیزان به ورای کلمات بروید به معانی کلمات که در فکر هویدا میشوند و نقش دانش را ایفا میکنند بسنده نکنیم تلاش کنیم خودمان مستی مولانا را تجربه کنیم خودمان در وجودمان تحن اقرب را پیدا کنیم ما همه کامل هستیم هستی کاستی نیافریده سوره ملک بخوانید ببیند سوره انسان بخوانید حالات مستی برای من و شماست تلاش کنیم در وجودمان ریسمان حق را پیدا کنیم این همه مثنوی است این چکیده همه ادبیات جهان است خودت را جستجو کن خودت مست باش خودت مولانا باش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

داود در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۸ نوشته:

استاد شجریان هم از کلمه چنبر استفاده کرده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

میلاد در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۷ نوشته:

هرچقدر هم از واژه هایی نظیر دکتر در پیشوند و پسوند اسامیتون استفاده کنید باز هم سر سوزن حقی ندارید ک اینقد راحت راجبه استاد شجریان صحبت بکنید
هروقت از لحاظ فهم و درک شعر و موسیقی به حد استاد لطفی رسیدید بیاید راجبه استاد شجریان نظر بدین
ای کاش گنجور حاشیه نویسی نداشت تا نوشته های بعضی دکتر و فیلسوف مانند رو هیچوقت نمیدیدم
شجریان با امثال مشیری و سایه نشست و برخاست داشته ینی شما ب اندازه مشیری و سایه از ادبیات و شعر سر درمیارین دکترهای ارجمند؟
اگر از لحاظ مفهوم شعر این تغییر امروز ب امشب مشکلی داشت مطمئنا این اساتید ب استاد شجریان گوشزد میکردن
در آخر هم بگم لطفا سمعک هاتونو درست کنید! استاد واژه‌ی 'چنبر' رو میگن ن شهوت!!! خدا ب داد ادبیات ایران برسه با وجود همچین دکتر و فیلسوف هایی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۸ در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۵ نوشته:

امروز یا امشب؟؟
شاعرامروز می گوید ،به مانای روزگار روزگاری که کلندر تبریز رگ جانش رامی لرزانده است،
خواننده اما مرادش گویا شبی عرق خوری در شمال شهر تهران است.
و هماره خداوند آگاه ترین است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۹ پاسخ داده:

جنابعالی که خدا را هماره آگاه می دانید آیا واقعا در عمل هم این حرف را قبول دارید یا فقط لقلقه زبان است؟

 

آن عزیز که راحت در باره اش نظر می دهید (و البته حق هم دارید چون تربیت مذهبی به انسان اجازه قضاوت ناصحیح و حق محورانه می دهد) در عمرش به هیچکدام از چیزهایی مثل دود و مسکر و این چیزها وارد نشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محسن در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۷ نوشته:

به نظر من یک خواننده با درست کردن وزن شعر که برای خواندن در دستگاه های موسیقی لازم هست میتونه تصرفاتی در شعر داشته باشه و منم در خیلی از اشعار به سلیقه خودم تغییراتی میدم که ممکن حتی شعر جدیدی بشه با وزن دیگه البته اینکه بهتر میشه یا نه بحث دیگه ای هست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محسن در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۱ نوشته:

البته باید اضافه کنم که تصرفات در شعر کار هر کسی نیست و به نظر من ایشون تحت تاثیر شب نشینی های مذموم بودن که شب تاریک را به روز روشن ترجیح داده اند. خداوند همه گناهکاران را ببخشد آمین

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرزام در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۷ نوشته:

من ارادت بسیار به شجریان عزیز و گرامی دارم، و مرید کوچک آستان حضرت مولانا و مقتدانا جلال الدین هستم. به گمان بنده در اشعار شورانگیز مولانا نمی توان دست برد. همانگونه که خود حضرت نیز به حک و اصلاح اشعار خود نمی پرداخته، برخلاف حضرت حافظ که بنا بر قول معروف، بارها و بارها الماس اشعاررا می تراشیده . اینکه استاد شجریان امروز را به امشب بر می گرداند بی گمان از ضروریات موسیقایی است و آگاهانه به کار گرفته شده و نه با نیت دست اندازی در شعر حضرت مولانا.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علیرضا در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۶ نوشته:

به جان با آسمان عشق رفتم...
تعبیری زیبا از روح و توصیفی والا از آن به آسمان عشق است.
آسمان در ادبیات به بلندترین نقطه و والاترین مکانی است که انسان میتواند به آن برسد و در این بیت شاعر جان را با بلندترین جایگاه روح که عشق خدا است همراه کرده یعنی از روح به والاترین نماد عشق به خدا تعبیر کرده و این ستودنی است...
یعنی من با جان فانی ام به همراه روحم که بهترین و والاترین نماد عشق به خداست به دیدار او رفتم که اشاره به معراج است نه فقط به معراج پیامبر بلکه به معراج انسانیت.
از سویی دیگر این بیت میتواند به این معنی باشد که من با این جسم و صورت پست و فانی ام به دیدار خدا که عاشق ترین است و جایگاهش بلندترین جایگاه عاشقان حقیقی است رفتم...
این تعبیر من از این بیت است که تقدیم شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا اکبری در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۵ نوشته:

دوستان گرامی، بهتر هست به تصنیف استاد شجریان مراجعه کنید و بعد نظر قاطع بدید. ایشون میخونن که از چنبر برون جستم نه شهوت!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ناصر در ‫۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۳ نوشته:

خیلی جالبه؛ یک عده ظاهرا یا تا الان این تصنیف رو با صدای شجریان نشنیدن، یا شنوایی مناسب ندارن، چون شجریان به وضوح کلمه مورد نظر رو "چنبر" می‌خونه.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۴ نوشته:

با سلام خدمت همه عزیزان
استاد شجریان اشعار رو با دقت تمام و با مشورت انتخاب می کردند
ایشون خیلی واضح میگن از چنبر برون جستم نه از شهوت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یسنا در ‫۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ نوشته:

می بینم که بین اساتید عزیز که حتی گوش هایشان نمیتواند فرق شهوت و چنبر که خواننده خوانده است را تشخیص دهد بحث افتاده.
این دوستان عزیز علاوه بر مشکل شنوایی گویا سواد ادبی و موسیقیایی پایینی دارند و جز نفرت ورزیدن به هنرمندان کار دیگری بلد نیستند.
ایشان شب خواندند چون ممکن است در بعضی نسخ امشب جای امروز آمده باشد(از لفظ "شاید" استفاده کردم زیرا به نسخ مختلف در حال حاضر دسترسی ندارم و با اطمینان عرض نمیکنم)و چون ردیف است قابل تشخیص نیست.
و اینکه در موسیقی و تصنیف سازی چنین تصرف هایی انجام میگیرد؛ بر فرض که کار استاد شجریان تصرف باشد. اولین بار هم نیست، آخرین بار هم نخواهد بود.
البته امیدواریم به دوستان همیشه کارشناس بر نخورد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.