بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد
یک حکایت بشنو از تاریخگوی
تا بری زین راز سرپوشیده بوی
مارگیری رفت سوی کوهسار
تا بگیرد او به افسونهاش مار
گر گران و گر شتابنده بوَد
آنک جویندهست یابنده بود
در طلب زن دایما تو هر دو دست
که طلب در راه نیکو رهبرست
لَنگ و لوک و خفتهشکل و بیادب
سوی او میغیژ و او را میطلب
گه به گفت و گه به خاموشی و گه
بوی کردن گیر هر سو بوی شه
گفت آن یعقوب با اولاد خویش
جستن یوسف کنید از حد بیش
هر حس خود را درین جستن به جد
هر طرف رانید شکل مستعد
گفت از روح خدا لاتَیْأَسوا
همچو گم کرده پسر رو سو به سو
از ره حس دهان پرسان شوید
گوش را بر چار راه آن نهید
هر کجا بوی خوش آید بو برید
سوی آن سر کاشنای آن سرید
هر کجا لطفی ببینی از کسی
سوی اصل لطف ره یابی عسی
این همه خوشها ز دریاییست ژرف
جزو را بگذار و بر کل دار طرف
جنگهای خلق بهر خوبی است
برگ بیبرگی نشان طوبی است
خشمهای خلق بهر آشتیست
دام راحت دایما بیراحتیست
هر زدن بهر نوازش را بود
هر گِله از شُکر آگه میکند
بوی بر از جزو تا کل ای کریم
بوی بر از ضد تا ضد ای حکیم
جنگها می آشتی آرد درست
مارگیر از بهر یاری مار جست
بهر یاری مار جوید آدمی
غم خورد بهر حریفِ بیغمی
او همیجستی یکی ماری شگرف
گرد کوهستان و در ایام برف
اژدهایی مرده دید آنجا عظیم
که دلش از شکل او شد پر ز بیم
مارگیر اندر زمستان شدید
مار میجست اژدهایی مرده دید
مارگیر از بهر حیرانی خلق
مار گیرد اینت نادانی خلق
آدمی کوهیست، چون مفتون شود؟
کوه اندر مار حیران چون شود؟
خویشتن نشناخت مسکین آدمی
از فزونی آمد و شد در کمی
خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت
صد هزاران مار و کُه حیران اوست
او چرا حیران شدهست و ماردوست؟
مارگیر آن اژدها را برگرفت
سوی بغداد آمد از بهر شگفت
اژدهایی چون ستون خانهای
میکشیدش از پی دانگانهای
کاژدهای مردهای آوردهام
در شکارش من جگرها خوردهام
او همی مرده گمان بردش ولیک
زنده بود و او ندیدش نیک نیک
او ز سرماها و برف افسرده بود
زنده بود و شکل مرده مینمود
عالم افسردهست و نام او جماد
جامد افسرده بود ای اوستاد
باش تا خورشید حشر آید عیان
تا ببینی جنبش جسم جهان
چون عصای موسی اینجا مار شد
عقل را از ساکنان اخبار شد
پارهٔ خاک تو را چون مرد ساخت
خاکها را جملگی شاید شناخت
مُرده زین سو اند و زان سو زندهاند
خامش اینجا و آن طرف گویندهاند
چون از آن سوشان فرستد سوی ما
آن عصا گردد سوی ما اژدها
کوهها هم لحن داودی کند
جوهر آهن به کف مومی بود
باد حمال سلیمانی شود
بحر با موسی سخندانی شود
ماه با احمد اشارتبین شود
نار ابراهیم را نسرین شود
خاک قارون را چو ماری درکَشد
استن حنانه آید در رَشَد
سنگ بر احمد سلامی میکند
کوه یحیی را پیامی میکند
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم
چون شما سوی جمادی میروید
محرم جان جمادان چون شوید؟
از جمادی عالم جانها روید
غلغل اجزای عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت
وسوسهیْ تاویلها نربایدت
چون ندارد جان تو قندیلها
بهر بینش کردهای تاویلها
که غرض تسبیح ظاهر کی بود
دعوی دیدن خیال غی بود
بلک مر بیننده را دیدار آن
وقت عبرت میکند تسبیحخوان
پس چو از تسبیح یادت میدهد
آن دلالت همچو گفتن میبُوَد
این بود تاویل اهل اعتزال
و آنِ آنکس کو ندارد نور حال
چون ز حس بیرون نیامد آدمی
باشد از تصویر غیبی اعجمی
این سخن پایان ندارد مارگیر
میکشید آن مار را با صد زحیر
تا به بغداد آمد آن هنگامهجو
تا نهد هنگامهای بر چارسو
بر لب شط مَرد هنگامه نهاد
غلغله در شهر بغداد اوفتاد
مارگیری اژدها آورده است
بوالعجب نادر شکاری کرده است
جمع آمد صد هزاران خامریش
صید او گشته چو او از ابلهیش
منتظر ایشان و هم او منتظر
تا که جمع آیند خلق منتشر
مردم هنگامه افزونتر شود
کدیه و توزیع نیکوتر رود
جمع آمد صد هزاران ژاژخا
حلقه کرده پشت پا بر پشت پا
مرد را از زن خبر نه ز ازدحام
رفته درهم چون قیامت خاص و عام
چون همی حراقه جنبانید او
میکشیدند اهل هنگامه گلو
و اژدها کز زمهریر افسرده بود
زیر صد گونه پلاس و پرده بود
بسته بودش با رَسَنهای غلیظ
احتیاطی کرده بودش آن حفیظ
در درنگ انتظار و اتفاق
تافت بر آن مار خورشید عراق
آفتاب گرمسیرش گرم کرد
رفت از اعضای او اخلاط سرد
مُرده بود و زنده گشت او از شگفت
اژدها بر خویش جنبیدن گرفت
خلق را از جنبش آن مُرده مار
گشتشان آن یک تحیّر صد هزار
با تحیر نعرهها انگیختند
جملگان از جنبشش بگریختند
میسُکست او بند و زان بانگ بلند
هر طرف میرفت چاقاچاق بند
بندها بسکست و بیرون شد ز زیر
اژدهایی زشت غران همچو شیر
در هزیمت بس خلایق کشته شد
از فتاده کشتگان صد پشته شد
مارگیر از ترس بر جا خشک گشت
که چه آوردم من از کهسار و دشت
گرگ را بیدار کرد آن کور میش
رفت نادان سوی عزرائیل خویش
اژدها یک لقمه کرد آن گیج را
سهل باشد خونخوری حجیج را
خویش را بر استنی پیچید و بست
استخوان خورده را در هم شکست
نفست اژدرهاست او کی مرده است؟
از غم و بی آلتی افسرده است
گر بیابد آلت فرعون، او
که به امر او همیرفت آب جو
آنگه او بنیاد فرعونی کند
راه صد موسی و صد هارون زند
کرمک است آن اژدها از دست فقر
پشهای گردد ز جاه و مال صقر
اژدها را دار در برف فراق
هین مکش او را به خورشید عراق
تا فسرده میبُوَد آن اژدهات
لقمهٔ اویی چو او یابد نجات
مات کن او را و ایمن شو ز مات
رحم کم کن نیست او ز اهل صلات
کان تف خورشید شهوت برزند
آن خفاش مردریگت پر زند
میکشانش در جهاد و در قتال
مردوار الله یجزیک الوصال
چونک آن مرد اژدها را آورید
در هوای گرم خوش شد آن مرید
لاجرم آن فتنهها کرد ای عزیز
بیست همچندان که ما گفتیم نیز
تو طمع داری که او را بی جفا
بسته داری در وقار و در وفا
هر خسی را این تمنی کی رسد؟
موسیی باید که اژدرها کشد
صدهزاران خلق ز اژدرهای او
در هزیمت کشته شد از رای او


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مردی مارگیری برای یافتن مار به کوه رفت و در مسیرش به اژدهای مردهای برخورد کرد که به اشتباه آن را مرده تصور کرد. او آن اژدها را به بغداد آورد و خبر این شکار عجیب، جمعیتی را گرد آورد. با ورود به شهر، اژدها به خاطر آفتاب گرم زنده شد و مردم از ترس به هر سو گریختند. در این رویداد، تأملی عمیق دربارهٔ تعبیر نادرست انسانها از واقعیت و ترسایشان از آنچه نمیشناسند وجود دارد و در نهایت، انسان، خود را نادان و گرفتار ادراکات نادرست مییابد.
هوش مصنوعی: یک داستان بشنو از کسی که تاریخها را روایت میکند تا از این راز پنهان آگاه شوی.
هوش مصنوعی: مارگیری به سمت کوهها رفت تا با افسونها و جادوهایش، مار بگیرد.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که کار و تلاش سنگین و دشوار باشد، یا به سرعت پیش برود، کسی که به دنبال چیزی است، در نهایت به آن دست مییابد.
هوش مصنوعی: در جستجوی زن، همیشه باید با دستانی پر تلاش و ثابت قدم بروی، زیرا طلب کردن در مسیر نیک، راه را به تو میآموزد.
هوش مصنوعی: ناتوان و لنگ و خوابآلود و بیاحترام، به سوی او (زن) میروند و او را میجویند.
هوش مصنوعی: گاهی صحبت میکند و گاهی سکوت میکند و گاهی نیز به استشمام بوی پادشاه میپردازد.
هوش مصنوعی: یعقوب (پیامبر و پدر یوسف) به فرزندانش میگوید که بیشتر از حد معمول به دنبال یوسف بگردند.
هوش مصنوعی: هر حس و درک خود را در این جستوجو بهطور جدی و متعهدانه به سمت هر طرف هدایت کنید تا به بهترین شکل ممکن عمل کنید.
هوش مصنوعی: بسیار قوی و نیرومند است که گفتند از روح خدا ناامید نشوید، مانند کسی که پسرش را گم کرده و در هر سو به دنبال او میگردد.
هوش مصنوعی: از طریق حس و مشاهده، از راههای مختلف بپرسید و به دنبال پاسخها باشید، گوش خود را در چهارراهها (محلهای تلاقی) بگذارید تا پاسخها را بشنوید.
هوش مصنوعی: هر جا که بوی خوشی به مشام برسد، باید به سمت آن رفت و به جستجوی منبع آن بو پرداخت.
هوش مصنوعی: هر جا محبت و نیکی از کسی ببینی، به ریشه و اصل محبت آن شخص راه پیدا میکنی.
هوش مصنوعی: این همه خوشیها و زیباییها ناشی از یک دریای عمیق و بیپایان است. جزئیات و فردیت را رها کن و به کل و یکپارچگی توجه کن.
هوش مصنوعی: جنگها و درگیریهای میان مردم در واقع برای ایجاد خوبی و نیکی است، مانند برگ بیبرگ درخت طوبی که نماد برکت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: خشم و غضب مردم در واقع برای ایجاد صلح و آشتی است، در حالیکه آرامش و راحتی دائمی وجود ندارد و انسان مدام در نارضایتی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: هر گاه که کسی را میزنند، به منظور نوازش و محبت است و هر ناله یا شکایتی به خاطر شیرینی و خوشی واقعی او را آگاه میکند.
هوش مصنوعی: ای کریم، بوی خوشی که از جزئیات به کل میرسد، و ای حکیم، بوی خوشی که از ضدها به ضد دیگر میرسد، قابل توجه است.
هوش مصنوعی: مارگیر برای کمک به مار، جنگها و درگیریها را به صلح تبدیل میکند و تلاش میکند تا مار را نجات دهد.
هوش مصنوعی: انسان برای کمک به مار، دچار نگرانی و غم میشود، در حالی که برای دوست بیغم خود، هیچ اضطرابی ندارد.
هوش مصنوعی: او در پی پیدا کردن یک مار بزرگ و عظیم در ناحیهٔ کوهستانی و در زمان برف بود.
هوش مصنوعی: مارگیر در آنجا اژدهایی بزرگ و مرده را دید که دیدن آن باعث ترس شدید او شد.
هوش مصنوعی: مارگیر در زمستان سرد به دنبال مار بود که اژدهایی مرده را دید.
هوش مصنوعی: مارگیر به خاطر سردرگمی و حیرت مردم، مار را میگیرد؛ بنابراین این نشاندهندهٔ نادانی و بیخودی مردم است.
هوش مصنوعی: انسان مانند کوهی است که وقتی به اشتباه یا مجنون میشود، در میانهٔ بلبشوی زندگی نیز در حیرت و سردرگمی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که انسان در اثر تکرار و شلوغی زندگی، خود واقعیاش را نمیشناسد و به فزونی کارها و مشغلهها، استعدادهای خود را نادیده میگیرد و به نوعی گم میشود.
هوش مصنوعی: انسان خود را بیارزش شمرد و جایگاه واقعیاش را نادیده گرفت، مانند اینکه پارچهای گرانبها را به لباسی بیکیفیت دوخت.
همه مخلوقات از جمله همان مار و کوه حیران و شیفته انسان هستند، پس چرا انسان باید شیفته مار شود؟
هوش مصنوعی: مارگیر اژدهایی را که به اشتباه مرده پنداشته بود، برداشت و به سوی بغداد رفت تا از این واقعه شگفتانگیز دیگران را مطلع کند.
هوش مصنوعی: مارگیر اژدهایی را که به اندازه ستونهای خانه بزرگ بود، از تیردان به سمت خود میکشید.
هوش مصنوعی: من اژدهایی را که به تصورم مرده است، شکار کردهام و برای نشان دادن آن به دیگران، جگرهایی از پهلویش خوردهام.
هوش مصنوعی: او (مارگیر) گمان میکرد که اژدها مرده است، ولی در واقع اژدها زنده بود و او (مارگیر) نتوانسته بود به خوبی او را ببیند.
هوش مصنوعی: او به خاطر سرما و برف ضعیف و کمجان شده بود، اما در واقع زنده بود و شبیه یک موجود مرده به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: عالم (دنیا) هم اکنون در حال افسردگی و ناامیدی است و به حالت بیحرکتی و جامد در آمده، مانند موجودی بیجان و بیتحرک. ای استاد، این وضعیت مشابه حالتی است که حالت سرمای شدید و افسردگی بر موجودات حاکم میآورد.
هوش مصنوعی: صبر کن تا روز قیامت (حشر) فرا برسد و با روشن شدن حقیقت، جنبش و تحرک این جهان را مشاهده کنی.
هوش مصنوعی: چون عصای موسی (که به معجزه تبدیل به مار شد) در اینجا، عقل نیز به مانند آن تبدیل به مار شده و از ساکنان (مردم) خبر و آگاهی میشود.
هوش مصنوعی: خاکی که تو از آن ساخته شدهای، مانند یک مرد زنده شده است و به همین دلیل میتواند همهٔ خاکها را بشناسد.
هوش مصنوعی: مردگان از یک سو خاموش و از سوی دیگر زنده هستند؛ در اینجا سکوت دارند، اما در آن طرف، گویندگان هستند و سخن میگویند.
زمانی که عصا به سوی ما فرستاده شود، به اژدها تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: کوهها نیز مانند داود نواهای زیبا و دلنشینی تولید میکنند، در حالی که در درونشان آهنی وجود دارد که قابل تغییر و نرم مثل موم است.
هوش مصنوعی: باد به نیروی سلیمان قدرتی مییابد و مانند دریا، با موسی به سخن میآید و دانایی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ماه با احمد (پیامبر اسلام) در زبان اشاره صحبت میکند و در نتیجه آتش ابراهیم (که به فرمان خدا بیخطر شد) به گل نسرین تبدیل میشود. این بیت به تحولی معنوی و یا الهی اشاره دارد که در آن درونمایههای سخت و آتشین، به زیبایی و لطافت بدل میشود.
هوش مصنوعی: خاک قارون، که به دلیل ثروت زیادش معروف بود، مانند ماری به زمین کشیده میشود و در روز حساب، عذاب الهی به او میرسد.
هوش مصنوعی: سنگ به احمد (پیامبر) سلام میدهد و کوه یحیی (حضرت یحیی) پیامی به او میرساند. این بیت به ارتباط و پیوند میان طبیعت و افراد مقدس اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما شنوا و بینا و شاداب هستیم، اما در کنار شما که نامحرمان هستید، سکوت میکنیم.
هوش مصنوعی: وقتی شما به سمت مخلوقات بیروح (جمادی) میروید، چگونه میتوانید در این حالت با روح آنها آشنا شوید و محرم آنها شوید؟
هوش مصنوعی: از حالت بیجان و جامد (جماد) که فراتر بروید، جانها و حیاتهای واقعی پیدا میشوند. به صدای زنده و پویای اجزای جهان گوش کنید و آن را بشنوید.
هوش مصنوعی: آشکارا و به وضوح، تسبیح و ذکر موجودات بیجان به تو الهام میشود، اما وسوسههای تأویل و تفسیر نباید تو را به خود مشغول کند.
هوش مصنوعی: اگر جان تو مانند قندیلها نور ندارد و روشن نیست، چرا به خاطر بینش و درک خود، تأویلهای گوناگون میکنی و آنها را معنا میکنی؟
هوش مصنوعی: هدف از تسبیح گفتن فقط برای نمایش و ظاهر نیست، بلکه ادعای اینکه انسان میتواند اوضاع غیبی و باطنی را ببیند، مقصود اصلی است.
هوش مصنوعی: البته، در واقع کسی که تسبیح میگوید، در اوج دیدن و شناخت قرار میگیرد و آن زمان است که از منظر و تجربهاش عبرت میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر از تسبیح یاد میکنی، این یادآوری به مانند گفتن است؛ یعنی نشانهای است برای درک و عبرت.
هوش مصنوعی: این، تفسیر و برداشت اهل اعتزال (گروه یا مکتبی که به عقل و استدلال اهمیت میدهند) است و نیز اشاره به حال شخصی دارد که درک و روشنایی معنوی ندارد.
هوش مصنوعی: آدمی تا زمانی که از احساسات و ضوابط دنیوی و احوال مادی خود خارج نشود، نمیتواند به درک و تصویر واقعی از حقایق غیبی و معنوی دست یابد.
هوش مصنوعی: این داستان هرگز تمام نمیشود، زیرا مارگیر همچنان مار را با زحمت و تلاش بسیار میکشد.
هوش مصنوعی: مارگیر که به بغداد میرسد، میخواهد در این شهر هم هیاهویی به راه بیندازد و توجه مردم را جلب کند.
هوش مصنوعی: مردی که در کنار رودخانه است، سر و صدایی به راه انداخته و در شهر بغداد غوغایی به پا کرده است.
هوش مصنوعی: مارگیر اژدهایی را به بغداد آورده که کار عجیب و نادری انجام داده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانهای نادان و بیتجربه به دور او جمع شدهاند و بهخاطر نادانیشان شکار او شدهاند.
هوش مصنوعی: او (نیز) منتظر جمع آمدن آنها (مردم) است، تا همه در کنار هم جمع شوند و پراکندگی برطرف شود.
هوش مصنوعی: وقتی جمعیت بیشتر میشود، مشکلات و ناهنجاریها نیز افزایش مییابد، اما در عین حال توزیع و تقسیم برخوردهای خوب و مثبت نیز بهبود پیدا میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد دور هم جمع شدهاند و به طور پراکنده و شلوغ صحبت میکنند، بهطوریکه هر یک روی پای دیگری ایستاده است.
هوش مصنوعی: مرد به زن خبر ندارد و حال او را نمیداند، زیرا در میان این ازدحام و شلوغی، همه در هم ریختهاند و مانند روز قیامت که خاص و عام در آن به هم میخورد، هستند.
هوش مصنوعی: وقتی آن مرد، که در اینجا به عنوان مارگیر معرفی شده است، مشعل را تکان داد، اهل جمعیت (مردم) تلاش میکردند تا او را از گلو بکشند و دور کنند.
هوش مصنوعی: اژدهایی که به خاطر سرما و سردی زمانه ضعیف و بیرمق شده بود، زیر انواع پوششها و پردهها پنهان شده بود.
هوش مصنوعی: او (مارگیر) با احتیاط و احتیاط کامل، اژدها را با ریسههای ضخیم و محکمی بسته بود تا از خطر آن در امان بماند.
هوش مصنوعی: در زمان تأخیر و انتظار، نور خورشید عراق بر آن مار تابید.
هوش مصنوعی: خورشید گرم عراق، حرارت خود را بر اژدهایی که به نظر میرسید مرده است، تاباند و این موجب شد که رطوبت و اخلاط سرد در بدن او از بین برود.
هوش مصنوعی: مار مردهای که به تصور آن که زنده است، به کام شگفتی اژدها به خود جنبش میزند، دوباره به حیات برمیگردد.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر حرکت آن مار مرده، دچار حیرت و شگفتی شدند و این حیرت برایشان بسیار زیاد و عظیم بود.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر حرکت آن مار مرده به وحشت افتادند و با شگفتی نعره زدند، به طوری که همه از حرکت آن میترسیدند و فرار کردند.
هوش مصنوعی: او (اژدها) بندها را پاره کرد و از آن صدا و هیاهو به هر سمتی که میرفت، بندها را با خود میکشید.
هوش مصنوعی: بندها پاره شد و زیر اژدهای زشت که مانند شیر غرش میکرد، بیرون آمد.
هوش مصنوعی: در زمان فرار، بسیاری از مردم کشته شدند و از این بابت بر روی کشتهشدگان، تودههای زیادی از آنها به وجود آمد.
هوش مصنوعی: مارگیر از بیم و وحشت به حالت خشکی درآمد و در تعجب است که چه چیزی را از کوه و دشت به همراه آورده است.
هوش مصنوعی: کرگدن که بهخاطر نادانی با افتخاری به نزد عزرائیل (فرشتهٔ مرگ) میرود، در واقع خود را در مسیر خطر قرار میدهد. این واقعیت نشاندهندهٔ سهلانگاری او در درک واقعیات و عواقب کارهایش است.
در ابتدا باید گفت کلمه حجیج در مصرع دوم اشتباه است و حجاج درست است که از حاکمان اموی بود و در سالهای حکومتش به نقل تاریخ حدود ۱۲۰۰۰۰ نفر را سر برید و دشمنی خاص با شیعیان داشت. و شعر اینگونه ترجمه میشود که : اژدها مارگیر ساده لوح را یک لقمه کرد و برای کسی مثل حجاج خونخواری کاری آسان است
اُستُن در عربی به استخوان فک میگویند اما در اینجا به معنای استخوان مارگیر آمده است. مار خودش را به دور استخوان مارگیر پیچید و استخوان های طعمه اش را با فشار در هم شکست
هوش مصنوعی: نفس انسان همچون اژدهایی است که گمان نمیرود مرده باشد؛ بلکه از غم و نداشتن ابزار و توانایی افسرده و کمتوان شده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی ابزار فرعون (تسلط و قدرت) را پیدا کند، او که زیر فرمان او (فرعون) آب میبرد، دوباره به قدرت و فساد باز میگردد.
هوش مصنوعی: او (فرعون) زمانی که قدرت و تسلط خود را به دست آورد، مانند فرعونی میشود که راه و روشهای مختلف را برای ظلم و ستم بر بندگان پیش میگیرد و به نوعی مانند موسی و هارون، پیامبران که به دنبال نجات مردم از دست ظلم بودند، میزاید.
آن اژدهای نفس به خاطر فقر در خواب است والا پشه ای اگر مال و جاه یابد گمان میکند که باز شکاریست. صقر در عربی به معنی باز شکاریست
هوش مصنوعی: اژدها را در برف فراق نگهدار و او را به خورشید عراق نکش، چون در میانهٔ دوری و جدایی است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن اژدها سرد و بیحرکت است، بهراستی لقمهای از خوراک او محسوب میشود؛ اما وقتی که او نجات یابد، خطرناک میشود.
هوش مصنوعی: او را مدهوش کن و از مدهوشی او راحت باش، زیرا که به او رحم نکن، چون او از اهل نماز و عبادت نیست.
اولا در اینجا به نظر میرسد مردریگ اشتباه است و کلمه درست تا جایی که به ذهن کوچک من میرسد مرده ریقت است. مثل همان جمله معروف ما که میگوییم فلانی ریق رحمت را سر کشید. پس شعر اینگونه میشود: اگر حرارت شهوات به جانت راه پیدا کند، نفس اَت که مانند خفاشی مرده است به پرواز درمیاید
هوش مصنوعی: مردی که اژدها را به بغداد آورد، او را به جنگ و نبرد میبرد و در این راه دعا میکند که خداوند به او پاداش وصال (وصل به خدا) عطا کند.
هوش مصنوعی: وقتی آن مرد اژدها را به هوای گرم برد، مرید خوشحال شد و حالش بهتر شد.
هوش مصنوعی: پس از آن، ای عزیز، آن آشوبها و فتنهها به وجود آمد، به همان اندازه و اصلی که ما قبلاً توضیح دادیم.
تو خواستار این هستی که بدون اینکه او از کنترل تو خارج شود یا به تو آسیبی برساند، او را به خودت وفادار و آرام نگه داری اما چنین خواسته ای در مورد او ناممکن است.
هوش مصنوعی: این حرفها را هر بیخود و بیمنطق نمیتواند بزند، بلکه باید کسی مثل موسی باشد که توانایی مواجهه با اژدها را داشته باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر نقشههای نادرست و تصمیمات اشتباه او، صدها هزار نفر از مردم به دست اژدهای او، یعنی خطرات ناشی از او، در حال فرار و مرگ قرار گرفتند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.