گنجور

 
محمد بن منور

بخش ۱ - باب اول در ابتداء حالت شیخ ما ابوسعید بن ابی الخیر قدس الله روحه العزیز: من و ما نگفته است و هرکجا ذکر خویش کرده است گفته ...

بخش ۲: و بدانک پدر شیخ ما را قدس الله روحه العزیز ...

بخش ۳: و گفته‌اند که پدر شیخ ما سلطان محمود را عظیم دوست ...

بخش ۴: و شیخ ما بوسعید قدس الله روحه العزیز قرآن از ...

بخش ۵: شیخ گفت، روزی در میان سخن، که پیری بود نابینا و ...

بخش ۶: و چون شیخ ما ابوسعید قدس الله روحه العزیز از لغت ...

بخش ۷: پس شیخ ما قدس الله روحه العزیز، متفق و مختلف در ...

بخش ۸: پس از مرو قصد سرخس کرد و چون به سرخس آمد، پیش ...

بخش ۹: چون مدتی برین ترتیب پیش وی تحصیل کرد روزی لقمان ...

بخش ۱۰: پس پیر بوالفضل شیخ را بامیهنه فرستاد و گفت بخدمت ...

بخش ۱۱: و پدر شیخ حکایت کرد کی: هر شب چون از نماز فارغ ...

بخش ۱۲: پس شیخ ما پیوسته مساجد می‌رفتی و مال و جاه خویش ...

بخش ۱۳: شیخ به حکم اشارت پیر بمیهنه آمد، و درآن ریاضتها و ...

بخش ۱۴: شیخ گفت قدس الله روحه العزیز کی هر وقت کی ما را ...

بخش ۱۵: شیخ گفت پس قصد آمل کردیم، بجانب باورد و نسا، کی ...

بخش ۱۶: شیخ گفت قصد زیارت پیر بوعلی کردیم، و اندیشه‌ای در ...

بخش ۱۷: پس شیخ احمد کی در خانقاه سراوی بود، صومعۀ داشت در ...

بخش ۱۸: شیخ گفت آن پیر قصاب گفت تا آزاد نباشی بنده نگردی ...

بخش ۱۹: و از اینست کی صوفیان چون درویشی را ندانند از وی ...

بخش ۲۰: و شیخ بوالعباس قصاب خرقه ازدست محمدبن عبدالله ...

بخش ۲۱: شیخ ما گفت قدس الله روحه العزیز کی در آن وقت کی ...

بخش ۲۲: شیخ گفت روزی در خدمت بوالعباس قصاب بودیم، در میان ...

بخش ۲۳: شیخ گفت یک روز شیخ بوالعباس در میان سخن با جمع ...

بخش ۲۴: و در حکایت شیخ درست گشته است کی در آن وقت کی شیخ ...

بخش ۲۵: روزی در میان مجلس برزفان شیخ ما رفت کی هرچ بباید ...

بخش ۲۶: و شیخ ما را هزار ماه عمر بوده است کی هشتاد و سه ...

 
 
sunny dark_mode