شیخ گفت روزی در خدمت بوالعباس قصاب بودیم، در میان سخن گفت اشارت و عبارت نصیب تست از توحید، و وجود حقّ را تعالی اشارت و عبارت نیست. پس روی بما کرد و گفت یا باسعید اگر ترا پرسند کی خدای را تعالی شناسی، مگوی کی شناسم کی شرکست، و مگو کی نشناسم که آن کفر است و لکن گوی عَرَّفَنَا اللّه ذاتَهُ واِلهیَّتَهُ بِفَضْلِه.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ در یک روز در کنار بوالعباس قصاب بود. او در مورد توحید و وجود خداوند صحبت کرد و به دوستش باسعید توصیه کرد که اگر از او بپرسند خدا را چگونه میشناسد، نباید بگوید که نمیشناسد یا اینکه میشناسد، چون اینها به ترتیب به شرک و کفر میانجامد. بلکه باید بگوید که خدا را با ذات و الهیتش به لطفش شناخته است.
هوش مصنوعی: شیخ روزی در کنار بوالعباس قصاب بود و در حین صحبت به مسأله توحید و وجود خداوند اشاره کرد. سپس به ما روی آورد و گفت: «یا با سعید، اگر از تو بپرسند چگونه خداوند را شناختهای، نگو که میدانم و نگو که نمیدانم، زیرا این دو پاسخ صحیح نیستند. بلکه بگو که خداوند ذات و الوهیت خود را به ما شناسانده است.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.