شیخ گفت قصد زیارت پیر بوعلی کردیم، و اندیشهای در پیش بود، چون به نزدیک تربت وی رسیدیم جویی آب بود و سنگی بر لب آن جوی، بر آن سنگ وضو ساختیم و دو رکعت نماز کردیم. کودکی دیدیم کی گاو میراند و زمین میشورید، و پیری با کنار تخم ارزن میپاشید، چون مدهوشی، و هر ساعت روی بسوی این تربت کردی و نعرۀ بزدی، ما را در سینه اضطرابی پدید آمد. آن پیر فراز آمد و بر ما سلام کرد و گفت: باری ازین پیر برتوانید داشت؟ گفتیم ان شاء اللّه. گفت این ساعت بر دل ما گذر میکند که اگر خداوند تعالی این دنیا را کی بیافرید، در وی هیچ خلق نیافریدی و آنگه این دنیا پر ارزن کردی، از شرق تا غرب، و از آسمان تا زمین، و آنگاه مرغی بیافریدی و گفتی هر هزار سال یکدانه ازین رزق تست، و یک کس را بیافریدی و سوز این معنی در سینۀ وی نهادی، و باوی خطاب کردی کی تا این مرغ ازین ارزن پاک نکند، تو بمقصود نخواهی رسید و درین درد و سوز خواهی بود، هنوز زود کاری بودی. شیخ گفت واقعۀ ما از آن پیر حل شد و کار بر ما گشاده گشت.
چون به سر خاک بوعلی رسیدیم خلعتها یافتیم، پس قصد نسا کردیم. چون شیخ قدس اللّه روحه العزیز به ولایت نسا رسید، بر کنار شهر دیهیست که آن را اندرمان گویند، خواست که آنجا منزل کند، پرسید که این دیه را چه گویند؟ گفتند: اندرمان! شیخ گفت: اندر نرویم که تا اندر نمانیم. و در آن دیه نرفت و منزل نکرد و به شهر نسا نشد و بزیر شهر بران دیهها بگذشت و به ده ردان منزل کرد و روی بییسمه نهاد.
و در آن وقت شیخ احمد نصر که از کبار مشایخ بوده است، در شهر نسا بود، در خانقاه سراوی که بر بالای شهرست، بر کنار گورستان. بر آن کوه که خاک مشایخ و تربت بزرگان آنجاست و استاد ابوعلی دقاق قدس اللّه روحه العزیز خانقاهی بنا کردست باشارت مصطفی صلوات اللّه و سلامه علیه آمد و آن خط کی مصطفی صلوات اللّه و سلامه علیه کشیده بود همچنین بر زمین ظاهر بود، و همگان بدیدند و استاد هم بر آن خط و بعد از آن اقدام بسیار عزیزان و مشایخ بدان بقعه رسید، و اساس آن امروز باقیست و ظاهر، و در گورستان براه کوه کی در پهلوی این خانقاه است تربت چهارصد پیرست از کبار مشایخ و مشاهیر اولیا. و بدین سبب صوفیان نسا را شام کوچک گویند که چندانک بشام تربت انبیا است، در نسا تربت اولیا است. و خاک نسا خاکی سخت عزیز است، و پیوسته بوجود مشایخ کبار و ارباب کرامات و اصحاب مقامات آراسته بوده، و مشایخ گفتهاند که هر کجا در خراسان بلایی و فتنهای کی باشد چون روی بنسا نهد و در عهد ما بکرات، این معنی مشاهده کردهایم که درین مدت سی و اند سال که این فتنها و غارت و تاراج و کشتن و سوختن بوده است، هر بلا و فتنه کی روی بدانجا نهاده است دفع کرده است. چه هنوز درین عهد کی قحط دین است و نایافت مسلمانی، خاصه در خراسان که از تصوف نه اسم ماند و نه رسم و نه حال و نه قال، آنجا مشایخ نیکو روزگار و پیران آراسته باوقات و حالات، سخت بسیار و باقیاند، که باقی بادند بسیار سال، لاجرم اثر بِهِمْ یُرْزَقُونْ وَبِهِمْ یُمْطَرُونْ هرچ ظاهرتر پدید میآید. و بسیار عزیزان پوشیده دران ولایت مقیماند که در بسیار ولایتها یکی از آن یافته نشود، اگرچه بیشتر اولیا در پس پردۀ تَحْتَ قِبابی لایَعرفُهم غَیری محتجباند، از ابصار عوام، اما آثار روزگار و برکات انفاس ایشان سخت بسیار است.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ به منظور زیارت بوعلی رفت و در نزدیکی تربت او وضو گرفت و نماز خواند. در آنجا با کودک و پیر نیرنگی رو به رو میشود که مشغول کار بودند و پیر که به آنها سلام کرد، صحبتهای عمیقی درباره آفرینش و انسانیت به میان آورد. وقتی به سر خاک بوعلی رسیدند، خلعتهایی یافتند و سپس شیخ به نسا رفت. در نسا، شیخ احمد نصر در خانقاه سراوی بود و بیانی از پیامبر در آنجا مشهود شد. تربتهای مقدس زیادی در نسا وجود دارد و صوفیان اینجا را شام کوچک مینامند. آنجا به دلیل وجود مشایخ و اولیا با برکت است و در عین قحطی دین، هنوز مشایخی با حال و مقام در آنجا باقی ماندهاند که آثار و برکاتشان قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: شیخ گفت که تصمیم گرفتیم به زیارت پیر بوعلی برویم و در دلمان اندیشهای داشتیم. وقتی به نزدیک مزار او رسیدیم، برکنار جوی آبی سنگی بود. روی آن سنگ وضو گرفتیم و دو رکعت نماز خواندیم. در آنجا کودکی را دیدیم که گاوی را میراند و زمین را جارو میکرد و پیرمردی که دانههای ارزن میپاشید. او به حالت مدهوشی بود و هر لحظه به سمت آن مزار میرفت و نعرهای میکشید. این صحنه در ما اضطراب ایجاد کرد. آن پیرمرد به سوی ما آمد و سلام کرد و پرسید: «آیا چیزی از این پیر میتوانید برداشت کنید؟» پاسخ دادیم: «إن شاء الله». او گفت: «این لحظه در دل ما میگذرد که اگر خداوند این دنیا را بیافریند و در آن هیچ مخلوقی نیافریند، سپس این دنیا را با ارزن پر کند، از سمت شرق تا غرب و از آسمان تا زمین، و بعد یک پرنده بیافریند و بگوید هر هزار سال یک دانه از این روزی توست؛ و سپس یک انسان بیافریند و این درک را در دل او بنهید که تا این پرنده از این ارزن پاک نکند، تو به مقصودت نخواهی رسید و در این درد و سوز خواهی بود، هنوز کار زود است.» شیخ گفت که موضوع ما از آن پیر روشن شد و کار برای ما آسان شد.
هوش مصنوعی: وقتی به مقبره بوعلی رسیدیم، لباسهای خاصی پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم به نسا برویم. وقتی شیخ قدساللّه روحش در آرامش به نسا رسید، در کنار شهر روستایی به نام اندرمان قرار داشت که میخواست آنجا بماند. از او پرسیدند که این روستا چه نام دارد و گفتند: "اندرمان!" شیخ گفت: "به اندر نرویم که تا اندر نمانیم" و بدین ترتیب به آن روستا نرفت و در آنجا اقامت نکرد و به شهر نسا هم نرسید. سپس از زیر شهر آن دیهها گذشت و به روستای ردان آمد و در آنجا ساکن شد.
هوش مصنوعی: در آن زمان، شیخ احمد نصر، که یکی از بزرگان مشایخ بود، در شهر نسا زندگی میکرد. او در خانقاه سراوی که بر روی تپهای در بالای شهر واقع شده و نزدیک به گورستان بود، حضور داشت. بر روی این تپه که مقبره مشایخ و بزرگان در آن قرار دارد، استاد ابوعلی دقاق خانقاهی بنا کرده بود که به اشاره پیامبر اسلام، محمد (ص)، ساخته شده بود. این نشان و خطی که پیامبر بر زمین کشیده بود، برای همه نمایان بود و استاد نیز بر آن خط تأکید کرد. پس از او، بسیاری از بزرگترین مشایخ به این مکان آمدند و اساس این خانقاه هنوز هم باقی است. در گورستانی که در کنار این خانقاه واقع شده، قبر چهارصد نفر از مشایخ بزرگ و اولیا وجود دارد. به همین دلیل، صوفیان نسا را "شام کوچک" مینامند، زیرا در شام تربت انبیا و در نسا تربت اولیا است. خاک نسا به خاطر وجود مشایخ و وارستگان پرکرامت حائز اهمیت است. مشایخ گفتهاند که هرگاه در خراسان بلایی یا فتنهای بروز کند، به محضی که به نسا نگاه شود، آن فتنه دفع میشود. در طول سی و چند سال اخیر که درگیریها و مشکلات زیادی وجود داشته، ما بارها این را مشاهده کردهایم. بهخصوص در این زمان که دین در بحران است و مسلمان واقعی یافت نمیشود، به ویژه در خراسان که تصوف دیگر جایی ندارد، مشایخ نیکو و پیران با صفا هنوز زندگی میکنند و آثار و برکات آنها به وضوح دیده میشود. در این ولایت افراد معتبری نیز وجود دارند که در دیگر مناطق یافت نمیشوند و هرچند بسیاری از اولیا در پشت پردهای پنهانند، آثارشان در زندگی روزمره و برکات آنان به وضوح قابل مشاهده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.