گنجور

 
میلی

ترا با کس هوای همدمی نیست

پری را الفتی با آدمی نیست

دلا سرگرم باش از ساغر غم

که مستی در شراب بی‌غمی نیست

مگر اعجاز دارد ساغر عشق

که از دریا‌کشان می را کمی نیست

مگو ای دل غم خود با خیالش

که بر کس اعتماد محرمی نیست

گلی کز تربت میلی زند سر

درو چون غنچه دل، خرمی نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مجیرالدین بیلقانی

مرا زین بیش در عالم غمی نیست

که در شادی و در غم همدمی نیست

دمی خوش بر همه عالم حرام است

که اندر ملک عالم محرمی نیست

یقینم شد که زخم آسمان را

[...]

عطار

ز دنیا آدمی را خرّمی نیست

کسی کوخرّمست او آدمی نیست

جهان ملک خاتون

جهان تا هست خالی از غمی نیست

به ریش خاطر او مرهمی نیست

غمش همدم بود از جور ایام

که تا دانی که او بی همدمی نیست

دمادم غم ز دل خالی نباشد

[...]

امیر شاهی

مرا گر با تو روی همدمی نیست

گدایان را به سلطان محرمی نیست

ز عشقم درد و غم در دل بسی هست

به اقبال توام زینها کمی نیست

پری را ماند آن مه در لطافت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه