گنجور

 
مجذوب تبریزی

شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید

صبح دل‌آرای وصل خرم و خندان رسید

ساقی کوثر گشود باز در التفات

نوبت دوران عیش باز به مستان رسید

نخل وفا رفته بود خشک شود از جفا

کشته ز خود شسته که دست یاران رسید

دل که به غم چهره بود چهره دل‌دار دید

جان که ز خود شسته بود دست به جانان رسید

این دل دیدار جود دیده به مطلب گشود

این سر و سامان طلب بر در سلطان رسید

گریه چه دانی چه کرد ناله چه دانی چه ساخت

کان بت دیرآشنا مست و غزل‌خوان رسید

دست دعا شد بلند بر رخ دل در گشود

طالع دل شد رسا درد به درمان رسید

شوکت اسکندری راه به جایی نبرد

خضر توکل‌کنان رفت و به جانان رسید

غلغله روم را گوش فراموش کرد

مژده فتح حلب تا به صفاهان رسید

برق درخشنده‌ای بر جگر خصم یافت

بر دل سنگش مگر برکه پیکان رسید

لشکر غم کرده بود عرصه به مجذوب تنگ

باز به فریاد ما شاه خراسان رسید

 
 
 
فلکی شروانی

روز طرب رخ نمود روزه به پایان رسید

رایت سلطان عید بر سر میدان رسید

خسرو شب سجده برد بر در سلطان روز

دوش ز درگاه او پشت به خم زآن رسید

بود به میدان عید پیکر خورشید گوی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فلکی شروانی
مولانا

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید

دست بدار از طعام مایده جان رسید

جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست

قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید

لشکر والعادیات دست به یغما نهاد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
صوفی محمد هروی

آه که بی روی دوست عمر به پایان رسید

وز غم هجران یار نعره به کیوان رسید

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
محتشم کاشانی

سرو خرامان من طره پریشان رسید

سلسلهٔ عشق را سلسله جنبان رسید

چاک به دامان رساند جیب شکیبم که باز

سرو قباپوش من برزده دامان رسید

چشم زلیخای عشق باز شد از خواب خویش

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
نورعلیشاه

افسر سلطان گل جانب بستان رسید

لشگر دیماه را عمر بپایان رسید

چند فلک در چمن باز و بساط نشاط

بس ز دل بلبلان بر فلک افغان رسید

تا زندم همچو گل چاک بدامان جان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه