از از ورق حسن تو هر حرف کتابی
خلق حسن از دفتر اخلاق تو بابی
بسیار چو عیسی و خضر چشم به راهند
یوسف صفت از چهره برانداز نقابی
عالم شود آن روز گلستان که جمالت
باران کند از لطف به هر گوشه سحابی
از شوق زمینبوس تو خورشید جهانتاب
عمریست که چون عمر گرفته است شتابی
ای دولت بیدار چه گردد که دهد رو
نظاره رخسار تو در پرده خوابی
ساقی مکن از گریه مستانه خموشم
باشد به رخ بخت بپاشیم گلابی
دنیای دنی در خور این طول امل نیست
این تشنه لبی را چه کند موج سرابی
چون گرد ریا کهنه شود ظلمت کفر است
در میکده خود را برسان بر لب آبی
از دار فنا دور مدان رفتن خود را
تا دم زدهای که شود از بحر حبابی
مجذوب ز امید تو خوشنود نکردم
تا در لب کوثر نکشم جام شرابی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
ما را و جهان را تو در این خانه نیابی
چون کوه احد آب شد از شرم عقیقت
چه نادره گر آب شود مردم آبی
از عقل دو صدپر دو سه پر بیش نماندهست
[...]
ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی
از بوی تو در تاب شود آهوی مشکین
گر باز کنند از شکن زلف تو تابی
بر دیده صاحبنظران خواب ببستی
[...]
ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
وی چشمه ی کوثر ز لب لعل تو آبی
شبهاست که از حسرت روی تو نیاید
در دیده ی بیدار من دلشده خوابی
مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت
[...]
در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی
کردیم سوال و نشنیدیم جوابی
خوردیم بسی خون و ندیدیم کسی را
جز دیده که ما را مددی کرد به آبی
من نگذرم از خاک درت خاک من اینجاست
[...]
عالم چو سراب است، طلب کن تو سر آبی
می نوش که خوشتر ز سراب است شرابی
هست از قلم صنع خدا بهر تأمل
خط بر خد ساقی به سوی بنده کتابی
از چنگ مده هشت بهشتی که نهفته
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.