منظور دل سینه پرنور تو بودی
از صنعت این آینه منظور تو بودی
بر دوست گلستان ز تو شد آتش دشمن
صاحبنسق انجمن طور تو بودی
آوازه ارباب کرم گرچه بلند است
پیوسته در این سلسله مشهور تو بودی
هر چند گمان را غلطانداز تو کردی
در دیده بیعیب یقین نور تو بودی
از نام تو عیسینفسان حرز نوشتند
دیدند دوای دل رنجور تو بودی
از مهر تو آئینه خورشید جلا یافت
روشنگر دلهای پر از نور تو بودی
گشتیم چو نور نظر آفاق جهان را
در دیدهٔ صاحبنظران نور تو بودی
هر چند که با کفّه میزان دو عالم
سنجیده شدی از همه پرزور تو بودی
پیوسته گرفتیم خبر از در دلها
در کعبه و در بتکده مشهور تو بودی
از سجدهٔ درگاه تو مجذوب شفا یافت
سامانده سرهای پر از شور تو بودی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش یک شخصیت محبوب و والامقام میپردازد که تجلی نور و روشنی است. او به ویژگیهای بارز و منحصر به فرد آن شخص اشاره میکند و میگوید که در همه جا، چه در عشق و چه در معرفت، نام و اثر او حضوری پررنگ دارد. این فرد به مدد محبت خود، دلها را روشن کرده و به آنها آرامش بخشیده است. شاعر با استفاده از نمادهای مذهبی و کلامی، نشان میدهد که این شخصیت حتی در جهانهای بالا و پایین نیز شناخته شده و مورد احترام است. در نهایت، شاعر به تاثیر عمیق این شخصیت بر زندگی و دلهای مردم اشاره میکند که شفا و نورانیّت را به آنها هدیه داده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.