پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
در گفتوگو به مشرب هر کس نگاه کن
با خلق جز به لطف و نرمی مرو به پیش
از دل به دل چو رشته تسبیح راه کن
رد و قبول دیر و حرم بخت و طالع است
با دوست باش و میکده را خانقاه کن
باری اگر نیافته شوق(ذوق) گریه را
در وقت خنده وضع جهان را نگاه کن
باشد به دامنی برسد دست کوتهت
خود را بر او فتاده تر از خاک راه کن
در دهر چشم مردمی از خار و خس مدار
رو خنده بر فسانه مردم گیاه کن
آن را که دل چو آینه یکروی و صاف نیست
رویش مبین تصور سنگ سیاه کن
همت جدا کند ز گدا پادشاه را
خود را به زور همت خود پادشاه کن
هرگز کسی نشسته به جایی نمیرسد
خواهی به منزلی برسی عزم راه کن
مجذوب چون معالمه حشر با علیست
من ضامن تو تا بتوانی گناه کن
حیدر بگو و نامه اعمال خویش را
از هر دو رو چو کاغذ مشقی سیاه کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
در حال او به عین عنایت نگاه کن
یا روز بخت بیهنرش را سپید دار
یا خط عمر بیخطرش را سیاه کن
ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
دنیا و دین به مرتبه تسلیمِ راه کن
تا طفلِ نفس خو کند از شیرِ حرصباز
پستانِ حرص و آز و هوا سر سیاه کن
آیینه است نفس و در او نقشِ آرزو
[...]
ای دل ثنای وحدت ذات اله کن
بر حال خویش خیل ملک را گواه کن
از شرح دانه های در شاهوار عرش
کلک از عطارد و ورق از مهر و ماه کن
سوی بهشت آدم و آل عبا خرام
[...]
بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن
بردار شمع را و تماشای ماه کن
نزدیک این خرابه شدن از برای چیست
از دور چون ستاره به دنیا نگاه کن
در آسیا لذیذ بود نان آسیا
[...]
ای طلعت تو خنده به خورشید و ماه کن
زلف تو روز روشن مردم سیاه کن
خال تو آتشی است دل آفتابسوز
خط تو سایهای است سیه روی ماه کن
یعقوبها ز هجر تو بیتالحزننشین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.