دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
تا عیشها ز دولت بخت جوان کنم
هرگز کسی به دولت خود پا نمیزند
تا سر به جاست خدمت این آستان کنم
مشقیست نالهام که به تب میرود ز پیش
درسیست گریهام که به مستی روان کنم
لعل لبت مگر دهدم صد هزار جان
تا من به کام دل نفسی جانفشان کنم
ساقی بیار آن قدح سبز یک منی
تا خون رشک در دل هفت آسمان کنم
عشقم به گوش دل به هزار آب و تاب گفت
یاقوت را چه باک اگر امتحان کنم
با نیش خار خنده گل دلگشا تو راست
دیوانه کیست شکوه گر از باغبان کنم
بیغور حرف لب مگشا در جواب من
تا من به یک اشاره تو را نکتهدان کنم
در روزگار پیری اگر با من است دل
بازش به تازهجوانی جوان کنم
مجذوب سر مکش ز پی شهسوار عشق
تا آگهت ز جرأت صاحبقران کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کو قاصدی که راز تو با او بیان کنم
جان را مگر به سوی جنابت روان کنم
گه نالهای چو مرغ فرستم به پیش تو
گه اسب را دو اسبه به پیشت روان کنم
کی من به صبح وصل تو یابم مجال قُرب
[...]
گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
سیلآب خون ز دیده مردم روان کنم
عارف هزار ناله برآرد ز بیخودی
گر شمهای ز شرح جمالت بیان کنم
گر بر درت مجالگهی کوچکم بود
[...]
جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
از چشمه های چشم جهان خون روان کنم
عهدیست در ازل بتو ما را که تا ابد
برهر چه رای عشق بود من همان کنم
ناصح چه منعم از می و معشوق میکنی
[...]
در مطلعی که وصف دهانش بیان کنم
غیر از میان چه قافیه آندهان کنم
چون خودفروش سود زسوا ندیده ایم
گر خاک را بزر بفروشم زیان کنم
خاموشی است ذکر خفی نزد سالکان
[...]
صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم
در خون صد بهار روم تا خزان کنم
تیغش ز سخت جانی من کند اگر شود
لوح مزار خویش ز سنگ فسان کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.