کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
تا نظر بر چهره آن دلنواز انداختیم
سینه ما سالها آماجگاه غمزه شد
تا ز روزنهای دل گوشی به راز انداختیم
وجه خاموشی چه میپرسی ز ما دیوانگان
گوش بر افسانهای دور و دراز انداختیم
دولت محمود از باد فنا ایمن نبود
خویش را بر حلقه زلف ایاز انداختیم
مصلحت را کیمیاساز غمت تدبیر دید
خویش را در توبه صبر و گداز انداختیم
ارغنونپرداز این نه پرده یک آهنگ بود
هر کجا در بزم دل گوشی به ساز انداختیم
ریزه دنیا شکار همت مردانه نیست
بارها دانسته بر گنجشک باز انداختیم
می بکش زاهد که ما هم مدتی در خانقاه
دام تزویری به جای جا نماز انداختیم
خرقه آلوده دنیا نمازی نیست نیست
کی ز دوش این خرقه را ما در نماز انداختیم
مدعی را صیت عالمگیر ما از پا فکند
صید را ما با صدای طبل باز انداختیم
مشکل مجذوب را مشکلگشا از هم گشود
کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق و تلاش برای رسیدن به درک و رازهای آن است. شاعر به چهرهٔ دلنواز معشوق نظر میافکند و از درد و غم دل میگوید که سالها بر سینهاش نشسته است. او اشاره میکند که مشکلات و پیچیدگیهای زندگی را با صبر، توبه و عشق به معشوق میتواند بهبود بخشد. در این بین، ناامیدی و دست کشیدن از دنیا و زهد نیز مطرح میشود، و نشان میدهد که واقعیات دنیا نمیتواند مانع از عشق و ارتباط عمیق با معشوق شود. در نهایت، شاعر با طعنه به زاهدان و مدعیان، بر صدای عشق و هنر تأکید میکند که او را به موفقیت میرساند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.