کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
تا نظر بر چهره آن دلنواز انداختیم
سینه ما سالها آماجگاه غمزه شد
تا ز روزنهای دل گوشی به راز انداختیم
دولت محمود از باد فنا ایمن نبود
خویش را بر حلقه زلف ایاز انداختیم
مصلحت را کیمیاساز غمت تدبیر دید
خویش را در توبه صبر و گداز انداختیم
ارغنونپرداز این نه پرده یک آهنگ بود
هر کجا در بزم دل گوشی به ساز انداختیم
ریزه دنیا شکار همت مردانه نیست
بارها دانسته بر گنجشک باز انداختیم
می بکش زاهد که ما هم مدتی در خانقاه
دام تزویری به جای جا نماز انداختیم
خرقه آلوده دنیا نمازی نیست نیست
کی ز دوش این خرقه را ما در نماز انداختیم
مدعی را صیت عالمگیر ما از پا فکند
صید را ما با صدای طبل باز انداختیم
مشکل مجذوب را مشکلگشا از هم گشود
کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.