قلم به دست من اندر سواد خطه ی نظم
سکندری است جهان گیر عالم سخن است
من آن کسم که ز داغ تراشه ی قلمم
عطارد از مه نو حلقه گوش دست من است
نه هر که سنگ تراشید و نقش شیرین بست
به تیشه ی هنر، این پیشه ختم کوهکن است
در آن چمن که برآید نوای بلبل مست
چه جای خودکشی جغد و شیون زغن است؟
دلم به بوسه از آن زلف پر شکن مشکن
چرا که طوطی هندوستان شکر شکن است
همیشه در نظر ناکسان دون خوار است
اگر ز بصره «حسن» یا «اویس» از قرن است
سخن بلند بگویم که شیخ و ملت شیخ
حیات این همه تنها چراغ انجمن است
چه مردمی است «وفایی» در آن خراب آباد
که کسر شهرت مردم به اختیار زن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف هنرمندی و مقام والای سخن و شعر میپردازد. شاعر خود را به عنوان یک هنرمند واقعی معرفی میکند که با قلمش دنیایی از نظم و ادبیات را خلق میکند. او اشاره میکند که نه فقط هر کسی که هنر را میآموزد، هنرمند واقعی است، بلکه باید خلاقیت و توانایی خاصی داشته باشد. همچنین در شعر زندگی و عشق به زیباییها و ارزشهای انسانی را ستایش میکند و نشان میدهد که در میان ناپاکیها و زشتیها، زیبایی و هنر همواره برجسته میباشد. شاعر در انتها به اهمیت شناخت و ارزیابی شخصیتها و هنرمندان واقعی در جامعه میپردازد.
هوش مصنوعی: من با قلم در دنیای نظم و زیبایی آثار ادبی مشغولم، جایی که کلام و سخن به عرش عالم رسیده و تأثیری جهانی دارد.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر اشتیاق و عشق به تو، قلمم به آتش داغ آمده و این آتش چنان قیمتی است که عطارد، ستارهای زیبا، به عنوان زینت گوش من به حساب میآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که به هنر سنگتراشی بپردازد و تصویرهای زیبا ایجاد کند، در واقع تنها کسی نیست که میتواند به این کار ادامه دهد. این شغل فقط مختص افرادی نیست که از صخرهها و سنگها تراش میدهند، بلکه نیاز به استعداد و تواناییهای خاصی دارد تا در این عرصه موفق باشند.
هوش مصنوعی: در چمنی که صدای خوش بلبل شاداب است، دیگر جایی برای غم و ناله جغد و زق زق زاغ وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر بوسهای از آن زلف پر پیچ و خم نرنجان، چون طوطی هندوستان شیرینی را میشکند.
هوش مصنوعی: همواره باید دانست که در نظر افرادی که احترامی ندارند، افراد بزرگ و معتبر نیز بیارزش به نظر میآیند، حتی اگر از شهری مانند بصره یا از نسل افرادی بزرگ و مشهور مثل حسن یا اویس باشند.
هوش مصنوعی: من سخن را با عزت و بلندی بیان میکنم، چرا که روحانی و جامعهای که او نمایندگی میکند، تنها نور و روشنی موجود در این جمع هستند.
هوش مصنوعی: در آن منطقه و محلهای خراب و ویران، چه مردمی هستند که نام و شخصیت آنها به دست زنانشان تعیین میشود و تحت تأثیر قرار میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه سنت است که در شهر زینت زَمَنَ است
رسول شادی و جشن رسول ذوالمِنَن است
خجسته موسم عیدست کاندرین موسم
بر آسمان سعادت ز انجُم انجمن است
اگرچه تهنیت از دیگران به نثر نکوست
[...]
هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است
شکنج جانم ازان زلف در هم و شکن است
چه سود پختن سودا چو شمع جانم سوخت
ز آتشی که مرا در درونه شعله زن است
شبم که تا به قیامت امید صبحش نیست
[...]
بزرگوار امیری که زبده کرم است
در انتساب حسینی و سیرتش حسن است
سر اکابر سادات مشرق و مغرب
عماد دولت و ملت علی بن حسن است
ملک صفات بزرگی که نطق فایح او
[...]
سواد سنبل او بر بیاض یاسمن است
و یاسمن که خطش بر ورق ز یأس من است
خطش بنفشهٔ سیراب گشته میدانم
ولی ندانم خدش گل است یا سمن است
به گرد عارض کافور او خطی از مشک
[...]
نهفته سیم به زیر قبا که این بدن است
گرفته برگ سمن را به بر که پیرهن است
بسن ز پیرهن اندام نازکش که مگر
در آب گشته عیان عکس لاله و سمن است
اگر کنند به گل نازنین تنش را باد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.