گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۸۸

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل

با آنکه جز او هیچ شهی نیست گدا شد

آنکس که زفقر و ز غنا هست منزّه

در کسوت فقر از پی اظهار غنا شد

هرگز که شنیدست از ازین طرفه که یک کس

هم خانه خویش آمد و هم خانه خدا شد

آن گوهر پاکیزه و آن درّ یگانه

۰ون جوش برآورد زمین گشت و سما شد

در کسوت چونی و چرایی نتوان گفت

کاندلبر بیچون و چرا چون و چرا شد؟!

بنمود رخ ابروی وی از ابروی خوبان

تا بر صفت ماه نو انگشت نما شد

در گلشن عالم چو شهی سرو چو لاله

هم سرخ کلاه آمد و هم سبز قبا شد

آن مهر سپهر ازلی کرده تجلی

تا مغربی و مشرقی و شمس و ضیا شد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.