بهدست خویش چهل صبح بامداد الست
ندید تخم گلی تا نکشت در گل ما
چه ماه بود که از آسمان فرود آمد
نشست خوش متمکن به برج منزل ما
ملک که بود که افتاد در چه بابل
چه سحرهاست در این قعر چاه بابل ما
چه موجها که پیاپی همیرسد هر دم
ز جوش و جنبش دریای او به ساحل ما
هزار نقش به یک لحظه میپذیرد دل
ببین چه نقشپذیر است قلب قابل ما
به هر گره که وی از زلف خویش بگشاید
از او گشاده شود صد مشکل ما
اگر ز حضرت ما آرزوی مقبولیست
بیا ز هندوی او شو که هست مقبل ما
چو مغربی نظر از عین کائنات بدوز
اگر کمال طلب میکنی ز کامل ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و رازهای عشق و هستی میپردازد. شاعر از صبحگاهان و تجربههای روحانی خود سخن میگوید و به جستجوی معنای عمیقتر زندگی و عشق میپردازد. او به تصویر ماهی که بر زمین نشسته، ملک و زیباییهای بابل اشاره میکند و به زندگی و قلب انسان به عنوان ظرفی برای جذب زیباییها و معانی متعدد اشاره میکند. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا برای دستیابی به کمال و آرزوهای حقیقی، به جستجوی روحانی و معنوی بپردازیم.
هوش مصنوعی: در چهل صبح زود، من هیچ تخم گلی را ندیدم مگر آنکه خودم آن را در گلهای خودم کاشتم.
هوش مصنوعی: چه شب زیبایی بود که ماه از آسمان پایین آمد و در منزل ما به آرامی نشسته بود.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی از گمگشتگی و افول میپردازد. شاعر اشاره دارد به این که آیا این موقعیت ناشی از قضا و قدر است یا به دلیل رخدادهای مختلفی که در اطراف او در حال وقوع است؟ او در اینجا، از چاه بابل به عنوان نمادی از عمق مشکلات و چالشهایی که با آن روبرو هستند یاد میکند و به طرز تلخی از شرایطی سخن میگوید که در آن گرفتار شدهاند.
هوش مصنوعی: هر لحظه، امواج فراوانی از شور و هیجان دریا به سوی ساحل ما میآید.
هوش مصنوعی: دل انسان قابلیت پذیرش هزاران احساس و تصویر را در یک لحظه دارد. این نشاندهندهی توانایی بالای قلب در جذب و تجربهی عواطف و تأثیرات مختلف است.
هوش مصنوعی: هر بار که او گرهای از موهایش باز کند، صد مشکل ما حل خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر آرزویی از ما دارید که مورد قبول باشد، بیایید از عشق و محبت الهی بهرهمند شوید که ما آن را میپذیریم.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به کمال برسی، باید مثل کسی که در غرب به جهان نگاه میکند، توجه خود را از ظاهر کائنات معطوف به حقیقت و کمال کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی که مهر رخت را سرشت با گل ما
هم او نهاد مگر داغ عشق بر دل ما
به روز حشر که خاکم به مهر بشکافند
به بوی عشق تو پیدا شود مفاصل ما
به طعنه جان طلبیدی ندارم از تو دریغ
[...]
ای جمله جهان در رخ جانبخش تو پیدا
وی روی تو در آینۀ کَون هویدا
تا شاهد حسن تو در آیینه نظر کرد
عکس رخ خود دید، دید شد واله و شیدا
هر لحظه رخت داد جمال رخ خودرا
[...]
بیاکه تا ز تو ای مه تهیست منزل ما
چراغ و مشعله ندهد فروغ محفل ما
چه سود روی عبادت به کعبه آوردن
چونیست قبله روی تو در مقابل ما
اجل چو محمل ما بندد از جهان باشد
[...]
درین چمن چه گلی باز شد به منزل ما
کز آن به باد فنا رفت غنچهٔ دل ما
ندیده روشنی دیدهٔ امید هنوز
فلک نشاند به یک دم چراغ محفل ما
دگر برای چه نخل امید بنشانیم
[...]
شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما
کدام غم که نزد حلقه بر در دل ما
شهید خنجر شوقیم وتا ابد شاید
که چشم ما نکند خیرباد قاتل ما
اسیر بادیه حیرتیم و میآید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.