ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست
گرچه بسیارند انجم آفتابی بیش نیست
گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی شوار
کثرت اندر موج باشد لیکن آبی بیش نیست
چون خطابی کرد با خود گشت پیدا کاینات
علّت ایجاد عالم پس خطابی بیش نیست
یک سخن پرسید از خود در جهان جان و دل
جمله ارواح را زانرو جوابی بیش نیست
گرچه بسیاری در ایمنی کتب کتب مرقوم گشت
جمله را خواندیم حرفت از کتابی بیش نیست
اینکه عالم را وجود آبروئی می نهی
در بیابان عدم عالم سرابی بیش نیست
چیست عالم ایکه میپرسی نشان و نام او
بر محیط هستی مطلق حبابی بیش نیست
ایکه هستی تو اندر روی دلبر شد نقاب
برفکن از روی دلبر چون نقابی بیش نیست
مغربی آمد حجاب راه جان مغربی
درگذر از روی چه آخر حجابی بیش نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعر به زیبایی و با استفاده از متعابیر ادبی، به مفهوم وجود و هستی پرداخته است. شاعر با استفاده از مثالهایی مانند شراب، ستارگان و امواج دریا، نشان میدهد که همچنین که چیزهای زیادی در عالم وجود دارد، اما در حقیقت همه آنها میتوانند در یک مفهوم یا حقیقت واحد مخفی باشند. او تأکید میکند که کثرتها و تنوعها در واقع تجلیات یک اصل واحد هستند و همه چیز در نهایت به یک حقیقت برمیگردد. شاعر با طرح سؤالهایی وجودی، به عمق هستی و واقعیت سر میزند و نتیجه میگیرد که آنچه که به نظر میرسد تنها نشانهای از یک حقیقت عمیقتر است و در واقع، همه چیز در هستی به یک یا چند حقیقت واحد میانجامد.
هوش مصنوعی: هر چند که هزاران جام و شراب مختلف وجود دارد، اما همهی آنها مانند ستارگان در آسمان، در برابر نور خورشید ناچیز و کم اهمیتاند.
هوش مصنوعی: هرچند از آب دریا موجهایی بلند و بیشماری به راه میافتد، اما در نهایت همه آنها از یک منبع آب به وجود آمده و در نهایت تنها یک آب بیشتر نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به خود گفتوگو کرد، متوجه شد که وجود عالم ناشی از یک علت است و این گفتوگو در واقع چیزی بیش از یک خطاب نیست.
هوش مصنوعی: سخنی از خودم درباره دنیا و روح و دل پرسیدم و متوجه شدم که برای همه ارواح تنها یک پاسخ بیشتر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هرچند که بسیاری از مردم در امنیت و آسایش به سر میبرند و دربارهی موضوعات مختلف مطالبی نوشته شده و مطالعه کردهاند، ولی سخن تو تنها یک حرف از یک کتاب بیشتر نیست.
هوش مصنوعی: اینکه شما به جهان هویتی میدهید، در واقع در دنیای عدم، چیزی جز یک سراب نیست.
هوش مصنوعی: عالم چیست که از آن میپرسی؟ نشانه و نام او در فضای وجود چیزی جز حبابی نیست.
هوش مصنوعی: عزیز من، تو که تمام وجودت در زیبایی دلبر نهفته است، مانند پردهای بر چهرهاش ظاهر شدهای. هرگاه پرده را کنار بزنی، زیبایی واقعی آن نمایان خواهد شد، چرا که این پرده بیشتر از یک نقاب نیست.
هوش مصنوعی: یک شخص غربی به سوی ما آمد، ولی حجاب و پردهای که بر سر راه جان ماست تنها یک حجاب است که در گذشته وجود داشته و اکنون از آن عبور میکنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست
موج را قسمت ز دریا پیچ و تابی بیش نیست
گرچه شد تنگ شکر ز احسان او هر چشم مور
روزی ما زان لب شیرین جوابی بیش نیست
آنچه از خون جگر در شیشه دارد آسمان
[...]
منع ما از باده عرض احتسابی بیش نیست
محتسب افشرده انگور، آبی بیش نیست
رنج و راحت بر طرف شاهد پرستانیم ما
دوزخ از سرگرمی نازش عتابی بیش نیست
خارج از هنگامه سر تا سر به بیکاری گذشت
[...]
آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست
وانچه میخوانیش گردون پیچ و تابی بیش نیست
هیچکس کام مراد از بحر امکان تر نکرد
راستی چون بنگری عالم سرابی بیش نیست
مکنت و ثروت عیال و مال و ایوان و سرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.