گنجور

 
صغیر اصفهانی

آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست

وانچه میخوانیش گردون پیچ و تابی بیش نیست

هیچکس کام مراد از بحر امکان تر نکرد

راستی چون بنگری عالم سرابی بیش نیست

مکنت و ثروت عیال و مال و ایوان و سرا

روی هم چون جمع سازی اضطرابی بیش نیست

هست هستی بحر ژرفی موج‌خیز و بی‌کران

واندران دریا وجود ما حبابی بیش نیست

عمر نوح و گنج قارون ملک اسکندر تو را

گر میسر شد بوقت مرگ خوابی بیش نیست

اهل دنیا عمر خود را صرف دنیا می‌کنند

گر حیات اینست خود سوءالعذابی بیش نیست

از حلال و از حرام مال مال اندوز را

عاید و واصل حسابی یا عقابی بیش نیست

در جهان آمد صغیر و چند روزی ماند و رفت

یادگار از وی در اینعالم کتابی بیش نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شمس مغربی

ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست

گرچه بسیارند انجم آفتابی بیش نیست

گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی شوار

کثرت اندر موج باشد لیکن آبی بیش نیست

چون خطابی کرد با خود گشت پیدا کاینات

[...]

صائب تبریزی

روزگار زندگی نقش بر آبی بیش نیست

موج را قسمت ز دریا پیچ و تابی بیش نیست

گرچه شد تنگ شکر ز احسان او هر چشم مور

روزی ما زان لب شیرین جوابی بیش نیست

آنچه از خون جگر در شیشه دارد آسمان

[...]

غالب دهلوی

منع ما از باده عرض احتسابی بیش نیست

محتسب افشرده انگور، آبی بیش نیست

رنج و راحت بر طرف شاهد پرستانیم ما

دوزخ از سرگرمی نازش عتابی بیش نیست

خارج از هنگامه سر تا سر به بیکاری گذشت

[...]

صغیر اصفهانی

آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست

وانچه میخوانیش گردون پیچ و تابی بیش نیست

هیچکس کام مراد از بحر امکان تر نکرد

راستی چون بنگری عالم سرابی بیش نیست

مکنت و ثروت عیال و مال و ایوان و سرا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه