گنجور

شمارهٔ ۱۱۸

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ما جام جهان نمای ذاتیم

ما مظهر جمله صفاتیم

ما نسخه نامه اللهیم

ما گنج طلسم کائناتیم

هم صورت واجب الوجودیم

هم معنی و جان ممکناتیم

هر چند که مجمل دو کَونیم

تفضیل جمیع مجملاتیم

برتر ز مکان و در مکانیم

بیرون ز جهات و در جهاتیم

ما هادی جمله علومیم

محبوس نحیف را نجاتیم

کو مرده بیا که روح بخشیم

کو تشنه بیا که ما فراتیم

ای درد کشیده ی دوا جوی

از ما مگذر که ما دوائیم

چون قطب ز جای خود نجنبیم

چون چرخ اگرچه بی ثباتیم

هم مغربیم و مشرق و شمس

مه ظلمت و چشمه حیاتیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بوراق نوشته:

هر چند که مجمل دو کَونیم
تفصیل جمیع مجملاتیم

ما حاوی جمله علومیم
کشّاف جمیع مشکلاتیم

بیمار ضعیف را شفاییم
محبوس نحیف را نجاتیم

گو مرده بیا که روح بخشیم
گو تشنه بیا که ما فراتیم

هم مغربیم و مشرق و شمس
هم ظلمت و چشمه حیاتیم

👆⚐

دریای سخن