گنجور

شمارهٔ ۳۹۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دلبر چه زود خط برخ دلستان کشید

خطی چنان لطیف بمامی توان کشید

نقاش صنع صورت خوب تو مینگاشت

چون نقش بست خط نو چست و روان کشید

مونی که در سر قلم نقش بند بود

نقش دهان ننگ تو گونی بد آن کشید

چشمت چه خوش کشید به ابرو کمان حسن

بیمار بود طرفه چگونه کمان کشید

بر پای ناز کن ز سرم سایه ای فتاد

مجروح شد که بار گرانی چنان کشید

خواهم نخست بر سر زلفت فشاند جان

وانگه چو باد زلف ترا رایگان کشید

شبها کشی آه و فغان بر درتکمال

درویش هر چه داشت بر آن استان کشید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید