گنجور

شمارهٔ ۳۸۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

حدیث حسن او چون گل به دفتر در نمی گنجد

از آن عارض بجز خملی در این دفتر نمی گنجد

نگویند آن دهان و لب ز وصفة آن میان رمزی

چو آنجا صحبت تنگست موئی در نمی گنجد

به آن لب ساقیا گوئی برابر داشتی می را

که میهای سبو از ذوق در ساغر نمی گنجد

سرشک و آه چون دارم درون چشم و دل پنهان

که دود این و سیل آن به بحر و بر نمی گنجد

تمنای تو میگنجد درون سینه و دل بس

درین غمخانه ها دیگر غم دیگر نمی گنجد

کمال از سر گذر آنگه قدم نه در حریم او

که از بسیاری جانها در آن در سر نمی گنجد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.