گنجور

شمارهٔ ۲۹۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خطت که بر خط یاقوت بنهم ترجیح

نوشته انه بران لعل لب که انت ملیح

به لوح عارض نو آن خط دگر گویی

کشیده خامه قدرت که البیاض صحیح

نمی بریم شکایت ز خط و خاله بتان

اگر چه غارت جان می کنند و ظلم صریح

هزار درد کنیم از تو به که ناز طبیب

که درد دوست به از شربت هزار مسیح

چگونه وصف تو گویم که غمزة تو بسحر

زده است صد گره از زلف بر زبان فصیح

گراند بگردن تعلقی همه کی کمال

من آن کمند دلاویز و پارسا تسبیح

کوشه که علم نظر زیاده کنی

چرا که علم حسن گفته اند و جهل قبیح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام