گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من کیم گفتی که گویم خاک نعلین منی

ماه من تا چند نسل باز گونه می زنی

گفته بودی دامنم روزی بدست افتد ترا

وعده افتادگان در پای تا کی افکنی

دم به دم آهنگ رفتن می کنی از پیش من

عمری ای اندک وفا چون عمر از آن در رفتنی

من سزایم گفته در کشتن تو ای رقیب

راست می گوئی تو دشمن خود نهایای کشتنی

از گلستان جمالت بر نگیرم چشم تو

فی المثل گر چشم من چون چشم نرگس بر کنی

گرمی رنگین زند در شیشه با لعل تو دم

هرچه آید زو فرو خور زانکه خامست و دنی

بی تو چون بیند جهان چشم جهان بین کمال

چون به چشم خویش می بیند که چشم روشنی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید