گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۲۹

 
خیام
خیام » رباعیات
 

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم

ایزد داند که آنچه او گفت نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده‌ام

آخر کم از آنکه من بدانم که کیم

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نگین شکروی نوشته:

با درود وسپاس فراوان
مصرع اول بیت اول بدینگونه صحیح است:
دشمن به غلط گفت که من فلسفیم

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

جهانگیر نوشته:

با سلام

منظور چیست از؟ ” آخر کم از آنکه من بدانم که کیم؟ “

👆☹

یاشار نوشته:

جهانگیر عزیز منظور این است که پایان زندگی آنقدر نزدیک است که من فرصت شناخت خودم را ندارم.

👆☹

شکوه نوشته:

نقد در گذشته در حوزه اقتصاد کاربرد داشته بعدها کم کم به ادبیات کشیده شده .نقد معنی خرده گیری و برداشت دارد و criticismرا غیب جویی معنی کرده اند واز criterionو از krinein یونانی به معنی محک و سنجش گرفته شده که معیاری بوده برای تشخیص طلا یا درهم سره از ناسره ..

👆☹

شکوه نوشته:

درباره نقد کتاب ارزشمندی داریم از دکتر فضیلت به نام اصول و طبقه بندی نقد ادبی

👆☹

شکوه نوشته:

عیب جویی

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

در پاسخ به جهانگیر عزیز : آخر کم از آنکه من بدانم که کیَم ، یعنی دستکم و حداقل من نباید بپرسم و بدانم که چه کسی ( یا چه چیزی ) هستم ؟ آخر این حق من نیست ؟ اینرا با گلایه می گوید . گویا در زمان او آنقدر عوام ابله بوده اند که دانشمندان را بعنوان فلسفی مسخره می کرده اند

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

منظور از غم آشیان یعنی آشیانه غم ، نیز دنیا هست

👆☹

یه نفر نوشته:

فکر کنم منظور از مصرع اولش که میگه دشمن به غلط گفت که من فلسفیم این باشه که علم فلسفه اگر با عقل بسیاری بالایی واردش نشوی یقینا مرتد خواهد شد شاید منظور خیام این بوده که میگه من مسلمانمو دشمنان به من میگویند کافرم در حالی خدا میداند که انچه اینان میگویند نیستم و من مسلمانم.

👆☹

علی سهرابی نوشته:

صورت درست مصرع آخر:
آخر کم از آنم که بدانم که کیم
یا
آخر کم از آن ام که بدانم که کی ام
یعنی آیا به عنوان یک انسان حق ندارم بدانم که کی هستم، یعنی از کجا آمده ام، اکنون مجابم، و به کجا خواهم رفت؟ یعنی آیا حق پرسش از هستی خود را ندارم.

👆☹

علی سهرابی نوشته:

اصلاح: اکنون کجایم

👆☹

مارشال نوشته:

گویا زمانه حکیم دانشمند ،خیام ،فضای اجتماعی بسان امروزبوده است و غمخانه ای برای حکیم ساخته بودند و ملایان وی را میکوبیدند که چرا اینگونه جهانبینی داری ؟ میبایست توبه کند و بگوید که زمین گرد نیست و مرکز عالم است تا نان ملایان بریده نشود ،مجبور میشود با شکسته نفسی وانمود کند که نمیدانم کی هستم ،در صورتی که حکیم کاملا به جهان هستی اگاهی داشته و بدون امکانات علمی امروزی تا عمق سامانه خورشیدی بدون تلسکوپ امروزی دید داشته است ،دانشمندی بی همتا ! قرنهای پیش چنین کسی برای دنیای انسانی زیاد بوده است و حتا به نظر من برای تمام دنیا تا انتهای بشریت زیاد هست ،دانشمندی نابغه و مسلط به دانشهای زیاد ،روحش شاد .تمام دانشمندان امروزی باید لنگ بندازند ،خدا کنه کلمه لنگ بی ادبی محضر شما عزیزان و خصوصا حکیم نباشد ،امید است بشریت از جهلی که مذهبیون درست کرده اند رهایی یابند.تا کی کلیسا ،کنیسه ، مسجد ؟ تا کی بیم و امید ؟ بله دنیا بدون مستی و راستی ،بدون شادی و خرسندی ارزشی ندارد ،خاک گل کوزه گران خواهیم شد ،شاد باشید و شادی ببخشید ،فقط!!!!

👆☹

امین نوشته:

آیا میتوان “کم” در مصرع دوم بیت دوم را “کِم” به معنای که‌ام خواند؟
اگر آری، شاید معنای مصرع بشود: آخر کیستم که بدانم کِیَم؟

لغت‌نامه دهخدا:
کم [ک ِ] (موصول + ضمیر) که مرا؛ که به من؛ (فرهنگ فارسی معین) مخفف که‌ام؛ که مرا؛

http://www.vajehyab.com/dehkhoda/%DA%A9%D9%85-6

👆☹

تک بیت نوشته:

نه امین جان
شاعر یه حرف رو تو شعر دوبار تکرار نمی کنه چه برسه به مصراع

👆☹

آرش نوشته:

دوستان چرا حرف تو زبان خیام میذارین آخه کجا گفته من مسلمانم ؟! عجیبه

👆☹

مهری نوشته:

کم از آنکه به معنای لااقل است چنانکه در شعر سعدی: معشوقه که دیر دیر بینند//آخر کم از آنکه سیر بینند. و نمونه های دیگری در این کاربرد دارد . می توانید لغتنامه دهخدا را ببینید. ذیلِ کم

👆☹

حمید رضا ۴ نوشته:

با کمی شناخت از خیام می توان گمان برد که مقصود وی از “ ایزد“ در این رباعی همان خدا، آفریننده، و یا عاملِ ناشناخته ایست که موجب پیدایش و حرکت این هستی است، و هستی ای که بر پایه ی قواعد و قوانینی منظم و معین و بدون دخالت دستی از جهانِ ناشناخته و یا عالم غیب بنا شده…
و نه آن خدایی که گویا بی نیاز است و بخشنده است و مهربان، اما آنچنان نیازمندِ ستایش و نیایش و سپاس برای خود و فرستادگانش از سوی انسانهاست که در صورت سرکشی، ( با بخشندگی و مهربانی!) در این جهان روزگارشان را تباه و در آن جهان روانه جهنم شان می کند که تا ابد در زجر بسوزند!!!
شاید این نیرومند ترین ابزاریست که بشر برای کسب قدرت و ثروت و توجیه ظلم و ستم به دیگران به دست آورده.

👆☹

الهه رهرونیا نوشته:

دوستان بسیاری از چهارپاره‌ها منسوب به خیام هستند اما از او نیستند. او مفاهیم و واژه‌ها را طوری به کار گرفته که قابل تشخیص هستند. متاسفانه گزینش گنجور پر اشتباه است. خیام هرگز واژه و‌ مفهوم ایزد را بدینگونه به کار نمی‌برده. این چهارپاره احتمال بسیار زیاد از پور سینا است. اینکه در نسخه انگلیسی آمده باشد دلیل موجهی نیست. تشخیص قطعی ناممکن است. اما با توجه به روش سرایش و دیدگاه فکری خیام این چهارپاره بعید است از او باشد. دیدگاه او در میان شاعران یگانه است و تنها رودکی در بخش‌هایی با او نزدیک است و نه هیچ شاعر دیگر.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.