در کوره غم سوختنم مایه کامست
آتش به از آبست در آن کوزه که خامست
بیمصلحت ساقی این دور نباشد
گر گریه میناست و گر خنده جامست
آسیب جهان بیش رسد گوشه نشین را
دامن نبود در ره آن صید که رامست
دل را چه تفاوت کند ار لطف تو کم شد
کم حوصله خود پیشتر از باده تمامست
از نور خرد کس نرسیدست بجائی
این عقل چراغیست که در خانه حرامست
مشاطه حسن تو بود بخت سیاهم
محبوبی شمع اینهمه از پرتو شامست
گر حلقه دامست و گر حلقه زنجیر
سر حلقه بغیر از من دیوانه کدامست
در خیل اسیران تو هرچند نگنجد
خرسند کلیم از تو بپرسیدن نامست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و محبوب سخن میگوید. او به نوعی تلاش میکند تا غم و سوختن ناشی از عشق را به عنوان مایهای برای کامرانی ببیند، به ویژه در مواقعی که در دلش باری سنگین از درد و ناامیدی وجود دارد. شاعر بر این باور است که خیر و خوشی در این دنیا مختص او نیست و همه چیز تحت تأثیر محبت محبوب است. او همچنین به ناپایداری عقل و خرد اشاره میکند و میگوید که این مسائل دنیا به سرنوشت او وابسته است. در نهایت، شاعر با اشاره به خود به عنوان دیوانهای در دنیایی از اسیران، به جستجوی نام محبوبش ادامه میدهد و از این موضوع خرسند است.
هوش مصنوعی: در داغی و رنجی که میکشم، تحمل کردن آن برایم لذتبخشتر است تا اینکه بخواهم با آرامش و عیشی بیمعنا زندگی کنم. آب این کوزه سرد است، ولی آتش درون من، شعلهور است و نشاندهنده عمق احساسات من است.
هوش مصنوعی: ساقی تنها به خاطر مصلحت خود نمیتواند در این دور و زمانه باشد، حتی اگر مینا گریه کند یا جام بخندد.
هوش مصنوعی: آسیبها و مشکلات دنیا بیشتر به کسی که گوشهنشین و دور از هیاهوست میرسد، زیرا او فرصتی برای درک و تعامل با دنیای واقعی و مسائل آن ندارد. بنابراین، این شخص بهراحتی نمیتواند به آنچه که در دنیا میگذرد و آن کسی که به راحتی در آن جریان دارد، دست یابد.
هوش مصنوعی: دل چه تفاوتی میکند اگر مهر و محبت تو کم شود؛ زیرا خودم پیش از اینکه بادهام بهپایان برسد، حوصلۀ زیادی ندارم.
هوش مصنوعی: هیچ کس به واسطه نور خرد به هدفی نرسیده است. این عقل مانند چراغی است که در خانهای ممنوع و ناپسند روشن شده است.
هوش مصنوعی: سرنوشت من به خاطر زیبایی تو شکل گرفته است. محبوب من، تو مانند شمعی هستی که نوری از شب تاریک من میتاباند.
هوش مصنوعی: اگر حلقهی دام یا زنجیر باشد، سر این حلقه به جز من دیوانه چه کسی است؟
هوش مصنوعی: در میان انبوه اسیران، اگرچه نمیتوان تو را به طور کامل شناخت، خوشحالی کلیم این است که از تو نامت را بپرسند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در سینه ی من مهر تو ای ماه تمامست
دل را لب جان پرور تو غایت کامست
بی نرگس مست تو مرا کار خرابست
بی زلف چو شام تو مرا روز چو شامست
تنها نه من خسته به دام تو اسیرم
[...]
تو ساقی جان بخشی و عالم همه جامست
وز باده نوشین تو عالم همه جامست
از جام تو یک جرعه بما ده، که زمین را
گر زانکه نصیبست، هم از کأس کرامست
هرچند که ما عامی عشقیم درین راه
[...]
ای آنکه همه سوختنت از پی کامست
تا در دل گرمم نرسی کار تو خامست
درویش چو در مشرب توحید رسیدی
همصحبتی خلق دگر بر تو حرامست
ای مرد خدا از تو باو راه بسی نیست
[...]
ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست
امروز به ما منزلت عشق تمامست
بر صوفی بی وجد وبالست عبادت
بر شیشه که خالی ست ز می سجده حرامست
دادیم به معشوقه و می دنیی و دین را
[...]
این کجکله ترک قزلباش کدامست
آشوب دل و دین بود این فتنه چه نامست
ماهی بسرسر و کله گوشه شکسته
یا ماه بخرگاهست یا سرو ببامست
دزدیده برو دید می از بیم رقیبان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.