|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات و افکار خود را درباره عشق و وابستگی بیان میکند. او دست محبوبش را نماد حال روحی خود میداند و بر این باور است که این دست میتواند آرامش یا درد را به او بدهد. شاعر به خوبی متوجه اهمیت وجود محبوبش در زندگیاش است و به زیبایی و تأثیر آن اشاره میکند، او همچنین تمثیلی از غنچه و خورشید به کار میبرد تا نشان دهد که عشق و زیبایی چقدر در زندگیاش مستمر و عمیق هستند. در نهایت، او از خطرات وابستگی و آسیبپذیری صحبت میکند و به قدرت محبوبش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای عزیز، تو به دل من چنان تأثیری گذاشتهای که حال و روزم به شدت تحت تأثیر توست و بیتوجهی تو به احساسات من، وضعیت مرا به شدت دستخوش تغییر کرده است.
هوش مصنوعی: سرت که درد میکند، از نشستن بر روی چنین دستی بپرهیز.
هوش مصنوعی: چنانکه غنچهٔ نارس که از درخت پنهان است، در آستین دست تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: دل گرم و شاداب، از سینه به در میرود، اگر این دست مثل پرتو خورشید بدرخشد.
هوش مصنوعی: دستهای خورشید صبح مانند پنجههایی هستند که از جیب نازنینش بیرون میآیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو با جُفتِ عِنینِ خویش پیوَست،
چو شاخِ خُشک، گَشته سروِ او پَست.
چه خوش عیش و چه خرم روزگار است
که دولت عالی و دین استوار است
سخا را نو شکفته بوستان است
امل را نو دمیده مرغزار است
هنر در مد و دانش در زیادت
[...]
چه . . . یر است این ز . . . یر خر زبر دست
که خر چون دید زو، آنگونه بشکست
خر نر را . . . ون در کردم این . . . یر
به سان ماده خر خوابید در غست
چو . . . ادم ماده خر ار، کره بفکند
[...]
فلک را عهد بس نااستوار است
همه کار جهان ناپایدارست
بیا کس کز پی یک روزه راحت
بمانده روز و شب در انتظارست
هوایی دارد و آبی زمانه
[...]
چو دانستی که معبودی تو را هست
بدار از جستوجوی چون و چه، دست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.