گنجور

شمارهٔ ۵۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای دو گیسوت شب قدر و برات

جان فدا کرده برات اهل نجات

یافت بر خاک درت جا سر من

نلت من بابک اعلی الدرجات

سبزه خط تو بالای لب است

برتر آمد ز شکر قدر نبات

بعد مرگم به وفا وعده دهی

می دهم جان به تمنای وفات

زخم تیغ تو دلم راست دوا

چون قلم می نکشم سر ز دوات

سر عرفان طلب از گرمروان

واقفان را چه وقوف ازعرفات

شعر جامی و سواد خط او

ظلمات است و در او آب حیات



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور