ای درت کعبه ارباب نجات
قبلتی وجهک فی کل صلات
بر سر کوی تو ناکرده وقوف
حاجیان را چه وقوف از عرفات
رفته آوازه قند تو به مصر
کوزه خود زده بر سنگ نبات
غم عشاق تو آخر نشود
انزل الله علیهم برکات
گر عبارت کند از میم دهانت
آید از چشمه میم آب حیات
می کشی هر طرف آن حلقه زلف
بس کن ای باد صبا زین حرکات
جامی از درد تو جان داد و نگفت
فهو ممن کتم العشق فمات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و محبت به معشوق است که به صورت نمادین به کعبه و مکانهای مقدس اشاره دارد. شاعر از مقام و جایگاه معشوق سخن میگوید و به عشق و شوق حاجیان اشاره میکند که در تلاش برای رسیدن به او هستند. همچنین شاعر به درد و غم عاشقان اشاره دارد و از آنها میخواهد تا از حرکات بیمورد دست بردارند و به معشوق بیندیشند. در نهایت، به نزدیکی و ضرورت عشق و فنا در آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای در تو که کعبه خداست و محل نجات، در هر نمازی به چهرهات رو میآورم.
هوش مصنوعی: در برابر کوی تو، حاجیانی که در عرفات هستند، چه فایدهای دارند وقتی من در اینجا نه چیزی درک کردهام و نه وقوفی دارم؟
هوش مصنوعی: عطر و زیبایی تو به جایی رسیده که حتی در دوردستترین نقاط هم دربارهات صحبت میشود. مانند این است که کسی در مصر، ظرفی را به ضربه بر سنگ نوباختی در دست دارد که نشاندهنده شیرینی و خوشمزگی توست.
هوش مصنوعی: غم عاشقان تو هرگز پایان نمییابد؛ خداوند برکات خویش را بر آنها نازل میکند.
هوش مصنوعی: اگر سخن تو به صورت "میم" باشد، مانند چشمهای میماند که آب حیات را جاری میکند.
هوش مصنوعی: ای باد صبا، دیگر بس کن از این حرکتها، که تو به هر طرف آن حلقهی موی محبوب میکشی.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق تو جان سپرد، به خاطر درد و رنجی که کشید، چیزی نگفت و راز عشقش را پنهان نگه داشت و در سکوت جان داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای قول دل به رفیعالدرجات
وز برائت به جهان داده برات
پنجم چار صفی از ملکان
هشتم هفت تنی از طبقات
رای رخشان تو بر چشمهٔ خضر
[...]
صبح دم خیز من النوم الصّلات
چون برآمد بر کفم نه هات هات
آتشی کز ملعمه ی اشراق او
در عرق مستغرق است آب حیات
آفتاب ار می کند نسبت بدو
[...]
من نخواهم ز کمند نو نجات
من نجی من کمد العشق فعات
آن خضر بین که چه بازی خوردوست
لب او دیده و خورد آب حیات
گر الف را حرکت نیست چراست
[...]
ای دو گیسوت شب قدر و برات
جان فدا کرده برات اهل نجات
یافت بر خاک درت جا سر من
نلت من بابک اعلی الدرجات
سبزه خط تو بالای لب است
[...]
از مقاصد ندیده کسب نجات
بی خبر از مواقف عرصات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.