نبود عروس ملک سزای کنار و بوس
بؤساً لک ار کنار نگیری ازین عروس
شه را چو در دوام بقا اختیار نیست
دم دم چرا خطاب رسد هر دمش ز کوس
مجنون که دور مانده ز لیلیست روز و شب
جانی پر از دریغ و زبانی پر از فسوس
این بس که در نواحی حی می برد به روز
شب در سماع شوق به بانگ سگ و خروس
بردند آب صفوت رندان پاکباز
پیران گول گیر و مریدان چاپلوس
لُبّ است سرّ عشق و سبوس است مابقی
لب کی شناسد آنکه بود درخور سبوس
جامی تو مرغ عالم یکرنگی آمدی
بر خویش بشکن این قفس عاج و آبنوس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و عاشقانه اشاره دارد. شاعر به موضوعاتی از قبیل عشق، دوری و آرزوها میپردازد. او به معشوقی میاندیشد که دور از اوست و این دوری باعث درد و رنج او شده است. همچنین به ناپایداری زندگی و بیثباتی وجود اشاره میشود. شاعر با استفاده از تصاویری چون عروس و بوسه، احساسات عاشقانه را به تصویر میکشد و به جستجوی حقیقت و عشق حقیقی میپردازد. در نهایت، پیام شاعر بر این نکته تأکید دارد که عشق واقعی و خالص فراتر از زرق و برق دنیاست.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که اگرچه او لایق و достой است، اما اگر از او دوری بجویی، زیباییاش را از دست خواهی داد. در واقع، جدایی از این معشوقه باعث میشود که نتوانی از زیبایی و خوشیهای او بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: چون پادشاه اختیار جاودانی ندارد، پس چرا هر لحظه بانگ و صدای کوس به او میرسد؟
هوش مصنوعی: مجنون که از لیلی دور مانده، همیشه در حسرت و اندوه به سر میبرد و دلش پر از ناامیدی و زبانش پر از غم و افسوس است.
هوش مصنوعی: در گوشههای عالم هستی، به قدری شوق و شادی وجود دارد که حتی روز را شب میکند. این احساس شوق و سرور به قدری شدت مییابد که صدای سگ و خروس هم در آن محوطه تاثیری از خود نمیگذارد.
هوش مصنوعی: آب زلال و خالص را از دست رندان باوفا و دلسوز بردند، همانها که پیران فریبکار و مریدان چاپلوس را دور خود جمع کردهاند.
هوش مصنوعی: عشق واقعی و عمیق مانند مغز و جوهرهای است که در دل احساسات نهفته است، در حالی که باقی موارد تنها لایههای سطحی و غیرضروری هستند. تنها کسی میتواند عمق و ارزش واقعی عشق را درک کند که به طور کامل تجربهاش کرده باشد و به آن دست یافته باشد.
هوش مصنوعی: تو، ای مرغی که در عالم فقط یکرنگی، به سراغ خودت بیا و این قفس نازک و زیبا را بشکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس
پستان یار در خم گیسوی تابدار
چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس
یک شب که دوست فتنه خفتهست زینهار
[...]
دوش از فراغ روی تو با روی سندروس
نالیدهام چو نای و فغان کردهام چو کوس
گفتی به وعده دوش که کام از لبت دهم
افسوس ازین سخن که لبت میکند فسوس
آن را که پایبوس میسّر نمیشود
[...]
از طالع بلند مرا فیض خاک بوس
بر درگه تو باد نصیب ای شهید طوس
از طالع بلند مرا فیض خاک بوس
بر درگه تو باد نصیب ای شهید طوس
از طالع بلند مرا فیض خاک بوس
[...]
آن را که با تو نیست مجال کنار و بوس
بر عمر رفته شب همه شب میخورد فسوس
ما را که گوش پر شده زآواز طبل عشق
از نوبتی چه باک که کوبد ببام کوس
عاشق که گوش و هوش بگفتار یار داد
[...]
اِستاد در برابر آن لشکر عبوس
چون شاه نیمروز بر آن اشهب شموس
گفت ای گروه؛ هین؛ منم آن نور حق کز او
تابیده بر سَجَنجَل صبح ازل عکوس
بر درگه جلال من ارواح انبیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.