صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراش
چهره حال خود از ناخن فکرت بخراش
غایبان را نبود بهره ای از نفخه قرب
هر زمان نفخه دیگر گذرد حاضر باش
روی در عشق کن واز دو جهان یکتا شو
زانکه سد ره تو فکر معاد است و معاش
پرده چشم شهودت ز رخ شاهد عشق
نیست جز هستی تو کاش نمی بودی کاش
شاید آن طایر اقبال شکار تو شود
دام تجرید بنه دانه اخلاص بپاش
ژنده فقر مده اطلس شاهی مستان
که نیرزد به جوی پیش من این جنس قماش
جامی از رنگ سخن سر سخنگو دانند
لب فروبند مبادا که شود سر تو فاش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مسائل معنوی و عشق الهی میپردازد. شاعر از صوفی میخواهد که در دل خود به جستجوی حقیقت بپردازد و از افکار زمینی فاصله بگیرد. او بر اهمیت عشق و توجه به خدا تأکید میکند و میگوید که کسانی که به این نفخه عشق نرسیدهاند، بهرهای نخواهند داشت. همچنین اشاره میکند که تفکر درباره معاد و چیزهای دنیوی مانع رسیدن به حقیقت است. شاعر در نهایت به ارزش تجربههای معنوی و درک عمیقتر از وجود اشاره میکند و تأکید میکند که نباید به مقام و مال دنیا وابسته بود، چرا که اینها در مقابل عشق الهی بیارزش هستند.
هوش مصنوعی: ای صوفی، از زنگ و کدورتها فاصله بگیر و چهرهی واقعی خود را در آیینهی دل ببین. برای شناخت حالت درونیات، باید از ناخن فکر خود زخمهایی بزنید تا حقیقت وجودت را آشکار کنی.
هوش مصنوعی: غایبان هرگز از حضور خاص و نزدیک بهرهای نمیبرند و هر زمان که نسیم محبت و نزدیکی بوزد، تنها حاضرین از آن بهرهمند خواهند شد. پس باید در جمع حضور داشت.
هوش مصنوعی: در عشق، به سوی خداوند حرکت کن و از دو دنیای مادی جدا شو، زیرا که اندیشه به روز قیامت و زندگی دنیوی مانع پیشرفت توست.
هوش مصنوعی: چشم دل تو نمیتواند زیباییهای واقعی عشق را ببیند، زیرا تنها حقیقت وجود توست که نمایان است و ای کاش تو وجود نداشتی.
هوش مصنوعی: شاید آن پرنده خوشبختی به دام تو بیفتد، پس بی بند و بار شو و دانههای خلوص را بر زمین بپاش.
هوش مصنوعی: اینگونه بیان میکند که لباسهایی که عیوب و نشانههای فقر را دارند، را به افراد حاکم و توانگر نده بلکه برای من، این نوع پارچه ارزش چندانی ندارد و به اندازه قطرهای آب هم نمیارزد.
هوش مصنوعی: سخنران را مانند کسی میدانند که جامی از رنگ دارد. پس لب خود را بسته نگهدار که مبادا راز تو فاش شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صعبتر عیب جهان سوی خرد چیست ؟ فناش
پیش این عیب سلیم است بلاها و عناش
گر خردمند بقا یافتی از سفله جهان
همه عیبش هنرستی سوی دانا به بقاش
فتنه ز آن است برو عامه که از غفلت و جهل
[...]
بگذر از خطه تبریز و مقام شهداش
بشنوآن قصهٔ جانسوز و دل از غم بخراش
اندر آن خطه پس از آن کشش و آن پرخاش
«خاک راهی که بر آن می گذری ساکن باش»
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.