دوش از فراغ روی تو با روی سندروس
نالیدهام چو نای و فغان کردهام چو کوس
گفتی به وعده دوش که کام از لبت دهم
افسوس ازین سخن که لبت میکند فسوس
آن را که پایبوس میسّر نمیشود
خود دست کی دهد که کند با تو دست بوس
آیینه پیش دار و در ابروی خود نگر
بر عاج بین کشیده کمانی ز آبنوس
می ده که دیر و زود عظام رمیم من
دستاس سالخورده گردون کند سبوس
سرخ از چه شد کرانه این طشت نقرهکوب
خون سیاوش است در او یا سرشک طوس
ابن حسام دل چه نهی در فریب دهر
پرهیز کن ز عشوه دامادکش عروس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تنهایی و دوری معشوق مینالد و احساسی عمیق از حسرت و غم را منتقل میکند. او میگوید که به عشق و وعده دلبرش بسیار امید بسته بود، اما اکنون در حسرت آن وعده به سر میبرد. او اشاره میکند که برای بوسیدن پای محبوب هیچ راهی ندارد، así که نمیتواند با او ارتباطی داشته باشد. همچنین، وی به زیبایی و جذبه معشوقش اشاره میکند و از اثرات زمان بر جسم خود نگران است. در نهایت، شاعر به بستری از تلخی و فریب در عشق اشاره میکند و به خود یادآور میشود که باید از فریب عشق پرهیز کند.
هوش مصنوعی: دیشب از دوری چهره تو، با چهره درخت سدر، ناله و فریاد کردم. مانند نی ناله زدم و چون کوس زدم.
هوش مصنوعی: گفتی شب گذشته به تو میرسانم کام دل را از لبانت، اما افسوس که این حرف باعث میشود لبانت سکوت کنند و چیزی نگوید.
هوش مصنوعی: برای کسی که امکان نیازمندی و درخواست از دیگران را ندارد، چگونه ممکن است که خود را در مقام احترام و ارادت قرار دهد تا بتواند به تو احترام بگذارد؟
هوش مصنوعی: با آیینهای در دست، به ابروی خود نگاه کن، که همچون کمانی از عاج بر روی چوب گرانقیمت طراحی شده است.
هوش مصنوعی: به من نوشیدنی بده که دیر یا زود، من هم به خاک میروم. زندگی مانند آرد کهنهای است که آسیاب زمان آن را آسیاب میکند و از آن تفالهای باقی میماند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که رنگ سرخ بر حاشیه این طشت نقرهای به خاطر خون سیاوش است یا اشک طوس. به عبارت دیگر، رنگ سرخ به نشانهی اندوه و فاجعهای است که بر سر سیاوش آمده و حالا در این ظرف نقرهای نمایان شده است.
هوش مصنوعی: دل را در فریب زندگی نباید گرفتار کرد؛ مراقب باش که فریبکاری که میتواند به دیگران آسیب بزند، تو را نیز به دام نیندازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس
پستان یار در خم گیسوی تابدار
چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس
یک شب که دوست فتنه خفتهست زینهار
[...]
نبود عروس ملک سزای کنار و بوس
بؤساً لک ار کنار نگیری ازین عروس
شه را چو در دوام بقا اختیار نیست
دم دم چرا خطاب رسد هر دمش ز کوس
مجنون که دور مانده ز لیلیست روز و شب
[...]
از طالع بلند مرا فیض خاک بوس
بر درگه تو باد نصیب ای شهید طوس
از طالع بلند مرا فیض خاک بوس
بر درگه تو باد نصیب ای شهید طوس
از طالع بلند مرا فیض خاک بوس
[...]
آن را که با تو نیست مجال کنار و بوس
بر عمر رفته شب همه شب میخورد فسوس
ما را که گوش پر شده زآواز طبل عشق
از نوبتی چه باک که کوبد ببام کوس
عاشق که گوش و هوش بگفتار یار داد
[...]
اِستاد در برابر آن لشکر عبوس
چون شاه نیمروز بر آن اشهب شموس
گفت ای گروه؛ هین؛ منم آن نور حق کز او
تابیده بر سَجَنجَل صبح ازل عکوس
بر درگه جلال من ارواح انبیا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.