گنجور

شمارهٔ ۷۹

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

آنچه باید همه داری و نداری مانند

کس نگوید مه و خورشید به رویت مانند

اتفاق است که بیمثل جهانی لیکن

قیمت حسن تو صاحب نظران می دانند

عکس گل های رخ خویش در آیینه بین

تا ز اندیشه بستان و گلت بستانند

التفاتی نبود چشم خوشت را به کسی

بر سر خاک درت شاه و گدا یک سانند

بادها عطر فروشان سر زلف تواند

گرد گل های چمن بوی تو می گردانند

دیدهای باد بهاری که گل افشان گردد

مهربانان دل و جان بر تو چنان افشانند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید