گنجور

 
همام تبریزی

زاهدان با شاهدان همخانه‌اند

گرد هر شمعی دو صد پروانه‌اند

اهل دل در بت پرستی آمدند

شاهدان بت، دیده‌ها بتخانه‌اند

با پری‌رویان نماند عقل و هوش

جمله معذورند اگر دیوانه‌اند

روی خوب آیینه خود ساختند

در سر زلف بتان چون شانه‌اند

از لب معشوق می‌نوشند می

فارغ از خم‌خانه و پیمانه‌اند

عارفان ما را ملامت می‌کنند

آن گران‌جانان ز دل بیگانه‌اند

مردم بینا دل جوهرشناس

چون همام اندر پی دردانه‌اند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند

وز شراب بیخودی دیوانه‌اند

شاه بازان مطار قدسیند

ایمن از تیمار دام و دانه‌اند

فارغند از خانقاه و صومعه

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
امیر حسینی هروی

این همه جغدان این ویرانه اند

از نوای بلبلان بیگانه اند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه