گنجور

شمارهٔ ۳

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ما به دست یار دادیم اختیار خویش را

حاصلی زین به ندانستیم کار خویش را

بر امید آن که روزی کار ما گیرد قرار

سال ها کردیم ضایع روزگار خویش را

ریختی خون دلم شکرانه بر جان من است

گر تو برفتراک می بندی شکار خویش را

خاک پایت شد وجودم تا نیابی زحمتی

می نشانم زاب چشم خود غبار خویش را

عکس روی چون نگار خود بین در آینه

تا بدانی قدرت صورت نگار خویش را

هست خاک آستانت سجده گاه اهل دل

سجدهٔ شکری بکن پروردگار خویش را

نیست خالی از خیال روی تو چشم همام

باغبان بی گل نخواهد جویبار خویش را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناصر دوستعلی نوشته:

سلام

در مصرع اول از بیت ۵ «ببین» باید صحیح باشه

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید