گنجور

 
همام تبریزی

خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست

وقت پروردن جان است که جانان اینجاست

نیست ما را سر بستان و ریاحین امروز

نرگس مست و گل و سرو خرامان اینجاست

خبری از دل ضایع شدۀ زندانی

باز پرسید که آن سرو خرامان اینجاست

من ز غیرت شوم آتشکده‌ای گر یابد

آگهی خضر که اسکندر خوبان اینجاست

شکر از مصر به تبریز میارید دگر

کان شکر را چه محل این شکرستان اینجاست

هر که او را ادب مجلس شاهان نبود

گو بدین در مگذارید که سلطان اینجاست

بندگی را کمر امروز ببندید به جان

چون نبندیم میان یوسف دوران اینجاست

چشم و ابروی تو کردند اشارت به همام

که از این حسن و ملاحت بگذر کان اینجاست

ماه خود کیست ندارم سر خورشید فلک

سایه لطف خدا روح دل و جان اینجاست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

ای بهشتی به بهشت آی که رضوان اینجاست

تو ز جایِ دگرش میطلبی و آن اینجاست

هرگز افسرده نبردهست از این مطبخ بوی

جایِ دیگر طلبد غافل و بریان اینجاست

دردِ دیرینهء دل جایِ دگر نتوان برد

[...]

امیرخسرو دهلوی

ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست

سر گلزار نداریم که بستان اینجاست

دگرم نقل و شرابی نبود، گو کم باش

گریه تلخ و شکر خنده پنهان اینجاست

ناله چندین مکن، ای فاخته، کامشب در باغ

[...]

سیف فرغانی

دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست

وآن حیاتی که بدو زنده بود جان اینجاست

نام شکر چه بری قند لب او حاضر

ذکر شیرین چکنی خسرو خوبان اینجاست

طوطی تنگ دلم لیک ز شکر پس ازین

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیف فرغانی
اسیر شهرستانی

امشب از پرتو روی تو گلستان اینجاست

آرزو با سمنت دست و گریبان اینجاست

هرکه پابسته آن زلف چو زنجیرم دید

گفت سرحلقه زنار پرستان اینجاست

دل طلبکار لبش بود که ناگه خالش

[...]

آشفتهٔ شیرازی

نام جانرا نتوان برد که جانان اینجاست

منه آن زلف که سودای دل و جان اینجاست

زاهد آمد زدر و دید بت حور سرشت

گفت اینجا نه بهشتست که غلمان اینجاست

هر طرف حور وشی جام زکوثر بر کف

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه