گنجور

شمارهٔ ۵۶۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

باید از نالهء جانکاه عصا دارد پیش

بس که دشوار برآید، نفس از سینهٔ ریش

بلبل از آتش گل سوزد و پروانه ز شمع

همه سوزند ز بیگانه، من ازآتش خویش

آنگه ارباب نظر، دیده ورت می دانند

که به عبرت نگری هر چه تو را آید پیش

آمد آن شوخ به سیر چمن و نرگس مست

جلوهٔ قامت او دید و سرافکند به پیش

فکر آخر شدن دور قدح کشت مرا

ورنه از گردش افلاک ندارم تشویش

راز پوشیدهٔ دل ها همگی گردد فاش

کاو کاو مژه ات بس که نماید تفتیش

دل چه سان جمع کنم در غم دلدار حزین ؟

منکه در هر بن مو، می خلد از هجرم نیش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن